تلاجن

...دیگه هیچ چیز شبیه قبل از سیزده دی نود و هشت نمی‌شه... هیچ چیز...

تلاجن

...دیگه هیچ چیز شبیه قبل از سیزده دی نود و هشت نمی‌شه... هیچ چیز...

تلاجن

بـــــــــمـ ربی...

«ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازندهٔ گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان...»
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.


+ رونوشت مطالبی که خودم نوشتم، لطفا حتما با ذکر منبع باشه. در مورد بقیهٔ نوشته‌ها، تصمیم با خودتون.
+با کمال احترام، به نظراتی که همه یا بخشی از اون‌ها تبلیغاتی باشه، جواب نمی‌دم.
+ لطفا برای دنبال شدن، دنبال نکنید.

آخرین نظرات
  • ۱ بهمن ۹۸، ۰۷:۵۷ - دچارِ فیش‌نگار
    :)
مطالب پیشنهادی
بایگانی

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دولت» ثبت شده است

من فقط اینترنت همراه دارم و این موجود هنوز وصل نشده. 
قصد مهاجرت دارم به کرهٔ شمالی. 
کسی میاد خبر بده✋
  • مهتاب
حالا البته ماجرا با همان فرمول‌های تکراری قدیمی، فعلا کمابیش دارد جمع می‌شود، منتها فکر نمی‌کنم من یکی بتوانم فراموش کنم که کسی در این ماجرا با مردم «همدلی» نکرد. همه از بالا نگاه کردند، از بالا توصیه کردند، سفارش، پیشنهاد، دستور، هشدار، تحلیل و اقدامات دیگر. ولی «همدلی» در کار نبود. حتی در حد استفاده از یک مشت واژهٔ ساده.
ضمنا با رعایت تمام مصالح، می‌شد در تریبون عمومی، از دولت، از شیوهٔ اجرای کار، انتقاد کرد و به جایی هم برنمی‌خورد.

+ این که تعداد اعضای شورای هماهنگی اقتصادی را یک عدد دو رقمی اعلام می‌فرمایید، صرفا هم زدن قضیه است. یعنی این که من بنشینم فکر کنم ۱۶، ۱۷ نفر آدم رده بالای حکومتی با هم چنین افتضاحی به بار آوردند، خیلی دردش بیش‌تر است تا خیال کنم کار دو سه نفر بوده. هم نزنیم لطفا.
+ چپ و راست هم عزیزان لزوم حمایت رهبری از قانون و قوای کشور را یادآوری می‌کنند! انگار مثلا مسئلهٔ ما این است که چرا رهبری، حکم حکومتی نداده‌اند به لغو مصوبه! صرفا جهت اطلاع عرض کنم که گرفتاری ما (من حداقل) برای حتی یک لحظه هم چنین خواستهٔ مضحک سطح‌پایینی نبوده و نیست. فلذا این که تلویحا بعضی دوره افتاده‌اند و مثل مراقب‌های امتحان‌ها، نتیجهٔ آزمون ولایتمداری اعلام می‌کنند و تیک حضور و غیاب می‌زنند، آدم را عصبانی می‌کند. آدم را عصبانی نکنید. حضرت فخیمهٔ دولت به قدر کافی برای عصبانی کردن ما کافی است و با تمام قوا هم حضور دارد.
+ من با اجازهٔ همگی، همچنان دلم برای مردمی که توان و ابزار اعتراض ندارند، می‌سوزد. گرچه که مقصر بخش عمده‌اش، خودشان هستند.
+ و من دیگر دربارهٔ این موضوع نمی‌نویسم...


+بعدنوشت: 
از مطالب خوب این روزها:

+بعدنوشت ۲:
به صرف انتقاد به نفر اول مملکت، که اولا دفعهٔ اول نیست و ثانیا هیچ بعید نیست در گذر زمان تغییر کند، ما را از دایرهٔ معتقدین نظری و عملی به نظام و اصول قانون اساسی خارج نفرمایید؛ چون ما خودمان چنین نظری نداریم و اگر روزی داشتیم، همین‌جا می‌نویسیم. واضح و شفاف.
با سپاس.
  • مهتاب
سال ۹۶ موقع انتخابات، کارآموزی ترم آخرمان بود. برعکس انتخابات مجلس ۹۴ که در فضای ایزولهٔ دانشگاه بودم و فقط چند دیدار دانشجویی داشتیم با بعضی از کاندیداهای مجلس، آن سال صبح‌به‌صبح با آدم‌های واقعی رو‌به‌رو می‌شدم. آدم‌های واقعی جامعهٔ واقعی. از بین همهٔ بحث‌های آن روزها، همهٔ تکه‌ها، عصبانی شدن‌ها، بی‌تفاوت بودن‌ها و حتی بگویم ادا اطوارها، یه جمله توی ذهنم ماند. یکی از کارمندان آزمایشگاه بیمارستان یک بار گفت: «هم من، هم خانومم تو دورهٔ احمدی‌نژاد استخدام شدیم، خونه هم خریدیم، ولی من به روحانی رای می‌دم.»

ظاهرا مردم عدالت‌خواهی را در حد تامین کف هرم خواسته‌ها (آن هم صرفا خواسته‌های خانواده و اطرافیان خودشان) می‌خواهند و بعد هم خیال می‌کنند سرمایه‌داری مثل قرمه‌سبزی نهار است که می‌توان لوبیاهایش را جدا کرد، گوشتش را خالی‌خالی خورد و با عطر و رنگش هم کیف کرد.

+ از آن تحلیل‌ها که می‌گوید گزینهٔ مطلوب احمدی‌نژاد در سال ۹۲، روحانی بوده، من هم بلدم. این‌جا مشخصا منظورم گره‌خوردن مفهوم عدالت‌خواهی با تصویر سابقی است که از رئیس‌جمهور سابق داریم و ایضا سرمایه‌داری و تکنوکرات‌بازی با حضرات فعلی.

+ همین‌جا تا تنور داغ است این را هم بگویم که از کل انتخابات ۹۶، تبلیغات و مناظرات و بحث‌ها و دعواها، یک جمله از آقای رییسی یادم مانده. آن‌جا که (به مضمون) در بیان اقداماتی که در آستان قدس انجام داده بود، اشاره کرده بود به حضور یک خانم برای اولین بار در شورای مدیریت آستان (یا هر چیزی که اسم دقیقش هست). برای اولین بار بعد تقریبا چهل سال، یک خانم را (که حالا اصلا من نمی‌دانم اصولا تخصصی داشته یا صرفا بله قربان‌گو بوده) وارد شورای مدیریت مرکزی مذهبی در این مملکت کردند که به‌جرئت می‌توان گفت بیش از نیمی از زائرینش خانم هستند! و تو خود حدیث مفصل بخوان و...
... و خیلی بلاهت‌آمیز خیال کن مسائل زنان قرار است حل شود...
  • مهتاب
...۹۸، ۸۸ ، ۷۸
فضای بستهٔ سیاسی کشور، از بالاترین تا پایین‌ترین سطوح، قابل‌انکار نیست؛ اما به نظرم سطح مسائل را در ادامهٔ اتفاقات آن سال‌ها باید تحلیل کرد. تقلیل ماجرا به بسته بودن فضای سیاسی یا تاثیرات اقتصادی‌، نظریه‌ای است که قادر به توضیح همهٔ اتفاقات نیست؛ ضمن این که سطح تنش‌ها، مدام از سطح تنش موردانتظار این نظریات ناقص، بیرون می‌زند و حال آدم را بدتر می‌کند.




+دردانهٔ عزیز، دنیا اگر جای درستی بود، آن استاد آمریکایی باید از دخالت و خباثت چندین‌و‌چند سالهٔ کشورش در این منطقه، از گروه‌هایی که خیلی جدی، رسمی و علنی، مسئول تحلیل مسائل ایران و تلاش برای ایجاد مشکل و تحریم و گرفتاری برای مردمش هستند، خجالت می‌کشید. «مظلوم» بودن دادو‌فریاد دارد، نه خجالت. [ضمنا اشتباهات و مشکلاتمان به خودمان مربوط است؛ نه هیچ‌کس دیگر و نه مخصوصا مسببین لااقل بخشی از وضع موجود]

+عنوان؟ اسم سرخپوستی نویسنده.
  • مهتاب
قرار به «جمهوری اسلامی» بود. انصاف داشته باشم، در هر دو جزئش به دستاوردهایی فوق‌العاده در این مدت رسیده‌ایم؛ اما الان باید خیلی جدی این را پرسید که آیا آن همه مبارزه برای تبدیل وضعیتِ «تصمیمات با منشأ خارجی و تایید یک نفر» به «تصمیمات با منشأ شبه‌داخلی و تایید چهار نفر» بوده؟
اسلام پیش‌کش، ما ظرفیت «جمهوری» نداریم؟


» ایدهٔ حکمرانی در قرن ۲۱: تصمیمات یک‌شبه برای معیشت هشتاد میلیون نفر در جلسات فراقانونی + قطع اینترنت به مقدار لازم.
» این که الان فقط می‌شود «وبلاگ» نوشت، یعنی کسی انتظار ندارد از وبلاگ، آبی گرم شود.
» ملت، قدیم‌ها بدون «اینترنت»، «انقلاب» می‌کردند و «تو دهن» دولت می‌زدند.
» خلایق هرچه لایق.
  • مهتاب
من هر وقت در مورد گروه‌هایی که مشی مبارزهٔ مسلحانه و ترور افراد رو داشتن، می‌خوندم، تلویحا سرم رو با تاسف تکون می‌دادم به نشانهٔ «نچ‌نچ» که یعنی «این چه کاریه آخه؟» «که چی بشه؟» «این راهشه واقعا؟»
منتها الان می‌بینم کاملا درکشون می‌کنم. نه تنها این گروه‌ها رو، بلکه فاشیست‌ها رو هم الان راحت‌تر می‌تونم درک کنم.
ممنون آقای روحانی! شما قدرت فهم ما رو از مسائل تاریخی، واقعا بالا بردید.
ضمن این که البته شرایطی ایجاد کردید که ما می‌تونیم به یکی از توصیه‌های مهم دینی مبنی بر نداشتن آرزوهای دور‌و‌دراز عمل کنیم. نه‌تنها آرزوهای دور‌و‌دراز که کم‌کم می‌تونیم به نداشتن اهداف کوتاه‌مدت هم عادت کنیم و دل نبندیم به این دنیای فانی فریبنده و اصولا جامعهٔ دینی مگه قرار بوده غیر این باشه؟ قرار بوده شرایط برای دین‌داری و درک و فهم و بصیرت اجتماعی-تاریخی تسهیل بشه که شده الحمدلله. 
فلذا تا ۱۴۰۰ با روحانی، تا ۱۴۰۸ با جهانگیری، تا ۱۴۱۶ با ظریف، تا ۱۴۲۴ هم با وزیر جوان.
  • مهتاب

من جدا اینایی رو که طرفدار استیضاح روحانی هستند درک نمی‌کنم! تفکر روحانی و‌ گروهش همون تفکر غالب حاکم بر جامعه است. شما همین الان اگر انتخابات ریاست جمهوری رو با همون کاندیداهای پارسال‌‌ (شما هم مثل من باورتون نمی‌شه همین پارسال انتخابات بود؟!)‌ برگزار کنید بازم نتیجه همون می‌شه! فوق فوقش این دفعه جهانگیری رای بیاره!

وقتی می‌گی رای‌گیری، باید نتایجش رو هم بپذیری دیگه. یا باید حرف نظر اکثریت رو نزنی، یا اگه زدی پاش وایستی. پاش وایستی و اگر توانشو داری نظر این اکثریت رو عوض کنی نه این که بزنی زیر بساط!

فراموش نکنیم روحانی بنی‌صدر نیست. گرچه که من از همون اول معتقد بودم و‌ هنوزم هستم که روحانی تنها رئیس‌جمهور بعد انقلابه که اصولا در قد و قواره ریاست جمهوری نبود و نیست. به قول فراستی، این فیلم ماقبل نقده! ولی به هرحال باید بذاری اکران شه. چاره‌ای نیست. همه مجوزهای لازم رو داره. تو دوست نداری راهش نده فجر. نفرستش اسکار. اسمشم نیار حتی. ولی باید اکران بشه. تا دقیقه آخر. تا ته تیتراژ.

  • مهتاب

شهید مطهری تو کتاب «آزادی معنوی» ذیل بحث ایمان، می‌پرسن اگر ما بخوایم تو یک کلمه توضیح بدیم که منظورمون از ایمان چیه باید از چه واژه‌ای استفاده کنیم که جامع و کامل باشه؟ یعنی وقتی می‌گیم از نگاه قرآن فلان فرد به طور کلی مومنه، یعنی به چی مومنه؟ خدا؟ نبوت؟ معاد؟ و توضیح می‌دن که اون کلمه‌ای که می‌تونه همه این‌ها رو شامل بشه «غیب»ه. یعنی اگر کسی ایمان به «غیب» داشت، تو فرهنگ قرآن یعنی به بقیه مفاهیم لازم هم اعتقاد داره. 

واضحه که نظام آموزشی ما از همون اول تا آخر، هیچ برنامه خاصی برای یاد دادن ایمان به غیب به بچه‌ها نداره و در نتیجه کم‌تر بین فارغ‌التحصیلان دانشگاهی می‌بینیم کسی رو که فارغ از دو دو تا چهارتا‌های مادی، ایمان مستمر و واقعی داشته باشه به مفهوم غیب. نهایت این که خداوند رو به عنوان خالق و مالک عالم قبول داشته باشه، ولی این که مراتب توحید ربوبی به چه صورته و‌ چه‌طور می‌شه از قوانین مربوط به اون استفاده کرد یا چطور می‌شه به آرامش ناشی از اعتقاد به اون رسید، برای خیلی‌ها کاملا مبهم و تخیلیه.

حالا من واقعا نمی‌دونم الان شرایط اجتماعی، سیاسی و اوضاع بین‌المللی و تحریم‌ها و این‌ها به نسبت دولت نهم و دهم دقیقا چقدر بهتر یا بدتره؛ ولی می‌تونم با اطمینان بگم متوسط ایمان به غیب در کابینه این دولت، بسیار بسیار بسیار کم‌تر از دولت قبله و این حجم ناامیدی تو فضای جامعه نتیجه همینه.

من بعد از چند وقت وب‌گردی‌های طولانی، توئیترچرخی‌های بی‌هدف و باهدف، تعمداً حضور مجازی بین همه‌جور آدم عجق وجقی و در عین حال تلاش برای شاد و امیدوار موندن، تصمیم گرفتم دست از این همه روشنفکربازی بردارم، اهداف و برنامه‌هام رو برای چهار پنج سال آینده دوباره مرور کنم، از محیط‌های غرغروی حقیقی و مجازی حتی‌الامکان دوری کنم (و در همین راستا دنبال کردن فکر کنم بالای نود درصد حساب‌های توئیتری که پیگیرشون بودم رو لغو کردم) و تصمیم گرفتم تقریبا همه وقتم رو به انجام کارهایی که برای رسیدن به اهدافم لازمه، کتاب خوندن و وقت گذروندن با حلقه کوچیکی از دوستام اختصاص بدم و سعی کنم خیلی به این فکر نکنم که تازه فقط یه سال از دولت دوازدهم گذشته؛ جدای از این‌ها از خونوادم هم خواستم تا حد ممکن حداقل جلوی من راجع به مسائل سیاسی و اقتصادی حرف نزنن.


آرامش، چیزیه که ظاهراً عمده مسئولین رده اول کشور درکی از لزوم انتقال اون به جامعه ندارن؛ تو این شرایط بیاید خودمون حواسمون به خودمون و دور‌‌و‌بری‌هامون باشه:)

  • مهتاب