خانواده :: تلاجن

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکرکن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.


+ رونوشت مطالبی که خودم نوشتم، حتما با ذکر منبع باشه لطفا. در مورد بقیه نوشته‌ها، تصمیم با خودتون.
+ برای دنبال شدن، دنبال نکنید.

آخرین نظرات

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خانواده» ثبت شده است

«یک سال اول زندگی، «هر چی» شوهرتون می‌گه گوش بدید تا دوام زندگیتون تضمین شه و همسرتون عاشقتون بشه»


این توصیه بعضی مشاوران اصطلاحا مذهبی است در موضوع ازدواج و زندگی خانوادگی به خانم‌ها!

و سوال من این است که دقیقا چه موجودی است که اگر یک سال تمام، «هر چیزی» گفت، شما گوش دادید، عاشقتان نمی‌شود؟!

واقعا لازم است مبنای زندگی خانوادگی، انقدر سخیف تنظیم شود؟!

۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱ ۳۰ مهر ۹۷ ، ۰۷:۴۸
مهتاب

طلاق پدیده‌ای بود که من همیشه توی فیلم‌ها می‌دیدم و هیچ‌وقت از نزدیک لمس و حسش نکرده بودم. خونواده مادری من عمدتا به خاطر مذهبی بودن درگیر این مباحث نیستن و خونواده پدریم هم گرچه مذهبی نیستن ولی به هرحال این جنس مشکلات رو نداشتن.

الان که چند وقته یکی از اقوام نزدیک از همسرش جدا شده و دختر کوچولوی خوشگلشون این وسط داره بهترین روزهای دوره کودکیش رو با تجربه‌های جنگ و دعوای مامان و باباش، زندان رفتن باباش و نهایتا جدا شدنشون می‌گذرونه، احساس می‌کنم مسائل خانوادگی واقعا وارد فاز حادی شدن که تونستن به سنگر خونوادگی من هم نفوذ کنن.

جدای از این، چند وقت قبل وقتی داشتم با مامان برمی‌گشتم خونه، یه خانم جوون رو دیدیم با یه پسربچه کوچولو (یا در واقع بگم یه نی‌نی کوچولو) که ازمون دور بود تقریبا. من چهره اون خانم رو ندیدم؛ ولی یادمه لباس آبی پسرش به نظرم خیلی ناز اومد و کلی ذوق کردم از دیدن این نی‌نی کوچولو که سرش رو گذاشته بود رو شونه مامانش. وقتی رد شدن مامان آروم گفت: «این خانم همسایمونه. تو یه مراسمی تو مسجد نزدیک خونه دیدمش. شوهرش قبل از این که بچش به دنیا بیاد، ولش کرد رفت.» گفتم: «ولش کرد رفت؟!! یعنی چی؟!» نمی‌دونم واقعا مامانم چیز بیش‌تری می‌دونست یا نه ولی فقط گفت:«همین دیگه. گذاشت رفت.» حس می‌کنم شاید مامان به خاطر سن و تجربه بیش‌ترشون، اونقدری تعجب نکردن؛ ولی من اولین بار بود این موضوع رو هم انقدر از نزدیک می‌دیدم.

احساس می‌کنم من تا حالا تو یه منطقه امن بودم وسط جامعه‌ای که یه بیماری واگیردار عفونی به شدت داره توش پخش می‌شه و حالا دیگه کم‌کم رسیده به منطقه امن حوالی من.


چه اتفاقی داره می‌افته واسمون؟!

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۱۲ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۴۵
مهتاب

انقدر این سال‌ها درباره زنان و دختران حرف زده‌ایم که من احساس می‌کنم تربیت درست پسرها را کلا فراموش کردیم!

الان، در حوزه تربیت دینی، به جز احکام نگاه به نامحرم، دقیقا کدام مهارت دیگر را یاد پسرها می‌دهیم در ارتباط با جنس مخالفشان؟!

پسری که فرداروز در جایگاه مدیر اصلی خانواده، قرار است اختیارات زیادی به او‌ بدهی، واقعا به گونه‌ای تربیت شده که جنبه استفاده از آن اختیارات را داشته باشد؟

قوه عقلانیت را در پسرها، به گونه‌ای پرورش داده‌ایم که فرداروز همسرش واقعا احساس کند می‌تواند در تصمیم‌گیری‌ها به او اعتماد کند و به حرفش گوش بدهد؟

حد و حدود حقوق و وظایفش به عنوان همسر یک زن را یادش داده‌ایم که خودش را محق نداند در مورد کوچک‌ترین جزئیات رفتاری خانمش، دستورات صادر کند؟

من به اشتباه احساس می‌کنم طی این سال‌ها، خانم‌ها خیلی بیش‌تر از آقایان توانمند شده‌اند یا این مسئله واقعا واقعیت دارد؟


پ.ن: حالت کلی را دارم عرض می‌کنم. امیدوارم به کسی برنخورد؛ چون مسلما منظورم این نیست که همه خانم‌ها فرشته‌اند و همه آقایان دیو!


بعدنوشت: انصافا الان در حوزه مسائل خانوادگی، حتی نسل جوان مذهبی را چه کسی دارد تربیت می‌کند؟ متولیان دینی یا فیلم‌های هالیوودی؟

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۵۲
مهتاب
تقریبا پنج سال پیش، یک نفر که خیلی بهشون ارادت دارم، از یه دانشجوی اون موقع ترم اولی، پرسیدن: " چقدر تو محیط خانواده اهل محبت کردنی؟ "
و در واقع این سوال رو به عنوان یه ملاک اخلاقی برام طرح کردن؛ یا حداقل من این طور برداشت کردم...
و دروغ نگفتم اگر بگم تمام این مدت ( تو تمام تلاش های درسی و تشکیلاتی و شخصی و...) سعی می کردم بتونم به این سوال، جواب صادقانه و در عین حال قابل قبولی بدم...
تو این مسیر از خیلی سوال و جواب ها، خیلی مراحل و مسئله ها عبور کردم و الان بعد از این همه وقت، تازه درک می کنم منظور از طرح این سوال، دلیل سخت بودنش برای من و همین طور راه رسیدن به جواب درست رو...

می شه لطفا برام دعا کنید از این پیچ آخری، رد بشم؟....
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۱۹
مهتاب

+من سال ها خیال می کردم در حوزه مسائل زنان و خانواده، حرف مشخص و مدونی در حوزه هست که حالا صرفا نتوانسته ایم درست به جامعه منتقلش کنیم؛ ولی مجموعه ای از اتفاقات باعث شده فعلا به این نتیجه برسم که اساسا و اصولا چنین چیزی خیال بیش از حد خوشبینانه و ساده دلانه من است...

+ دارم فکر می کنم اگر مبلغین مذهبی طی این سال ها، اکثرا خانم بودند، الان کلا نگاه دیگری در خیلی از حوزه ها در جامعه حاکم بود؛ حقیقت دین، یک مسئله ثابت و مشخص است؛ اما این که تو کدام بخش های این حقیقت را بیش تر برای بیان کردن انتخاب کنی و چگونه درباره اش حرف بزنی، خیلی چیزها را تغییر می دهد.

+حالا یعنی مثلا پیشنهاد می کنم از این به بعد منبرهای مذهبی را بدهیم دست خانم ها؟ نه! فقط خواستم به این جنبه اش هم نگاهی کرده باشیم. 

+خداوند رحمت کند شهید بزرگوار، مرتضی مطهری را هنوز هم که هنوز است بهترین و کاربردی ترین حرف ها را در خیلی حوزه ها مدیون حضرتشان و کتاب هایشان هستیم؛ نسبت بین آنچه در حوزه مطرح می شود و ظاهرا خیلی هم کامل و مدون و عمیق به نظر می رسد، با آنچه ایشان مطرح کردند، مثل نسبت مفهوم " غرب زدگی " است در اندیشه فردید با آنچه مرحوم جلال عزیز نوشت، شاید مثلا بتوان گفت بدون اولی، دومی هم در کار نبود، ولی به هر حال نیاز فعلی جامعه، همان بحث هایی از جنس کتاب جلال است و مقالات شهید مطهری در زن روز. و کاش حوزه به جای اه و پیف و تکفیر کردن، این را بفهمد...

+چرا انقدر به هر بهانه ای به حوزه پیله می کنم؟ چون اصولا توقع ما از این مجموعه زیاد است، انتظار دارید از صادق زیباکلام توقع داشته باشم مسائل نو به نوی نظام اسلامی را حل کند؟!

گیر دادن ما به حوزه، اتفاقا بر خلاف آنچه ممکن است به نظر برسد، ناشی از نهایت ارادت مان است به این مجموعه، ارادتی که مدیون حضرت روح الله هستیم و اهالی حوزه باید بدانند بعد از امام و معجزه بزرگش، این نسل دردمند دیگر نمی تواند هیچ بهانه ای را بپذیرد...گله ای هم اگر هست به خمینی بگویید.

+ با وجود همه این گلایه ها، مقصر اصلی و نهایی وضعیت موجود در نهایت کیست؟ به اعتقاد راسخ احتمالا خدشه ناپذیر من، دقیقا خود خانم ها!

+این را نگویم روی دلم می ماند؛ تقریبا هرچه را در این زندگی دارم( از بحث های حوزه ولایت معنوی عجالتا فاکتور می گیرم)، قبل از هر کسی ( قبل از امام، رهبری و شهدا) مدیون شهید مطهری ام( با همه نقد هایی که هست)...درجات شان متعالی باشد ان شاالله....

+در اولین فرصت، ان شاالله باز هم در این مورد می نویسم و اگر بتوانم مفصل هم.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۲۶
مهتاب

1) چند می گیری هیچی نگی؟!

چند سال پیش ایام شهادت یا شاید هم تولد حضرت فاطمه بود؛ تلویزیون طبق معمول یکی از این خانم های مذهبی چادری همه چیز دان را آورده بود که در مورد حضرتشان صحبت کند؛ از آن طرف هم بینندگان محترم برنامه زنگ می زدند و سوالاتشان را می پرسیدند؛ یکی از سؤالاتی که در آن برنامه و بعدتر در برنامه دیگری هم اگر اشتباه نکنم پرسیده شد و تا الان هم توی ذهن من مانده این بود که " ببخشید شما که می گید حضرت فاطمه الگو هستند، الان مثلا ایشون تو زمان زندگیشون هوو نداشتن ولی من دارم؛ خوب ایشون تو این شرایط نبودن برای همین نمی شه ازشون تو این زمینه الگو برداری کرد؛ پس من الان چطور بفهمم باید چه رفتاری داشته باشم با هووم؟"

بله... این سوال را پرسیدند و کارشناس محترم هم جواب داد؛ اما همان طور که گفتم انقدر شنیدن چنین چیزی برایم عجیب و غیرقابل باور بود که هنوز هم که هنوز است در ذهنم مانده؛ آن زمان تاسف می خوردم به حال چنین زنانی که این طور سطحی و مسخره به مسائل نگاه می کردند؛ اما بعدها به لطف بلاهت های ادامه دار سیما و دعوت از هر خاله خان باجی و ننه قمری به اسم کارشناس مذهبی فهمیدم واقعا این بندگان خدا شاید آن قدر ها هم مقصر نباشند؛ وقتی کارشناس مذهبی تلویزیون هنوز فرق "اسوه" و "الگو" را با هم نمی داند من انتظار دارم بیاید درباره چی حرف بزند؟! اصلا چرا من از تلویزیون انتظار دارم؟! 


2) مجبوری مگه خوب؟!

یک خانمی هست کلا با دیده شدن مسئله دارد؛ چادرش را طوری سرش می کند که جای برقع و چشم بند هم کارکرد پیدا می کند؛ برای رنگ روسری و مقنعه هم چیزی غیر از سیاه نمی شناسد؛ این همه مدل راحت و پوشیده چادر هست ولی دلش می خواهد دو ساعت تمام توی برنامه زنده دستش به لبه چادر باشد و رو بگیرد؛ ببینید من مطلقا کاری با چنین عقیده ای ندارم؛ ولی واقعا چنین آدمی، برای چی دعوت می شود تلویزیون روبه روی دوربینی با چندصد یا چند هزار نفر بیننده؟! فاز خودش و فاز سیما چیست دقیقا؟!


3) شما جسارتا کجا، چی خواندید؟!

زن، ستون و محور زندگی خانوادگی است؛ حضورش، محبت و لطافت و ظرافت هایش، سخت ترین مردها را هم می تواند آرام کند؛ صبوری و ملاطفتش، ضامن ادامه زندگی است و در این شکی نیست ولی گزاره ای که در ادامه می گویم همگانی است؛ زن و مرد ندارد؛ هر کسی، چه زن و چه مرد، در مقابل بدخلقی ها و بدقلقی های همسر یا فرزندش، با مهر و محبت و عاطفه می تواند معجزه کند، با صبوری و خوش خلقی می تواند خیلی چیزها را تغییر دهد؛ اما این کار تکنیک و روش و راه حل دارد؛ با حقارت و خفت فرق می کند. این را بفهمیم. حتی اگر این گزاره همگانی را بیش تر برای خانم ها می دانید باز هم این را بفهمید لطفا.


4) می گم حالا اسراف نباشه یه وقت!

مجرد هستید یا متاهل، این جمله را که من سه بار می نویسم، چند بار بخوانید:

زن، مسئول انجام کارهای شخصی شوهرش نیست.

زن، مسئول انجام کارهای شخصی شوهرش نیست.

زن، مسئول انجام کارهای شخصی شوهرش نیست.

دقت کنید! کار شخصی! شستن پاها با شیر که دیگر .... 

عنوان مطلب را دوباره بخوانید.


5) عروس علیا حضرت ملکه

 کلیپ فرستاده توی گروه " این حرف های مگان مارکل بازیگر آمریکایی را با حرف های آن خانم کارشناس یزدی مقایسه کنید "

د آخه کارشناس محترمی که با چادر می نشینی می گویی پای شوهرت را با شیر ماساژ بده، جلوی این خانم بازیگر که با دکلته ایستاده پشت تریبون و با لبخند حرف می زند، شش هیچ می بازی! نکن این کار را با خودت و با ما!


6) خیلیم خوب کرده اصن!

بعضی هم معترضند که صدا و سیما چرا عذرخواهی کرده؟! چه کند پس؟! شیر رایگان توزیع کند برای ماساژ پای آقای خانه؟!


7) آقا یه " لاتاری" رو بذارید برای مردم بمونه!

در کل این ماجرا هیچ چیز به اندازه توییت سید محمود رضوی حالم را به هم نزد.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱۶ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۳۶
مهتاب