تلاجن

...دیگه هیچ چیز شبیه قبل از سیزده دی نود و هشت نمی‌شه... هیچ چیز...

تلاجن

...دیگه هیچ چیز شبیه قبل از سیزده دی نود و هشت نمی‌شه... هیچ چیز...

تلاجن

بـــــــــمـ ربی...

«ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازندهٔ گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان...»
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.


+ رونوشت مطالبی که خودم نوشتم، لطفا حتما با ذکر منبع باشه. در مورد بقیهٔ نوشته‌ها، تصمیم با خودتون.
+با کمال احترام، به نظراتی که همه یا بخشی از اون‌ها تبلیغاتی باشه، جواب نمی‌دم.
+ لطفا برای دنبال شدن، دنبال نکنید.

آخرین نظرات
  • ۱ بهمن ۹۸، ۰۷:۵۷ - دچارِ فیش‌نگار
    :)
مطالب پیشنهادی
بایگانی

دربارهٔ امروز

جمعه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۸، ۰۴:۱۱ ق.ظ

حتی تو افسانه‌ها هم پلیدترین و کثیف‌ترین شخصیت‌ها، اونایی هستن که برای بقا، زیبایی و ثروتشون، بچه‌ها و جوون‌ها رو می‌کشن. (ضحاک تو ادبیات خودمون یا مثلا نامادری سفیدبرفی تو اون سینمایی آخری که ازش ساخته بودن)

از بین بردن پاک‌ترین و بی‌گناه‌ترین آفریده‌های خدا، فقط از پلیدترین هیولاها برمیاد...


+کاش اگه راهپیمایی می‌ریم یا نمی‌ریم، حداقل یه مقداری راجع به اصل ماجرا، این که از کجا شروع شد و اصولا قضیه چیه، مطالعه کنیم.

  • مهتاب

روز قدس

فلسطین

نظرات (۷)

  • دچارِ فیش‌نگار
  • اسرائیل مگه چیکار میکنه که هیولا است؟ 😰
    پاسخ:
    اصلا من اسم اسرائیل رو آوردم جایی؟ :)
  • دچارِ فیش‌نگار
  • توضیح دهید لطفا
    وگرنه برمیگردما
    پاسخ:
    دیگه همه چیز رو که نویسنده نباید توضیح بده :دی
    هیولاها اونقدر تو نقش پلید بودن خودشون فرو رفتن که دیگه خودشون هم باورشون شده چیزی به جز هیولا هستن. خون ریختن شده از واجبات زندگی روزمره‌شون که به شدت بهش افتخار هم می‌کنن و در پی اینن که یکی دیگه رو دستشون نزنه و کم بیارن.
    براشون کشتن بیشتر مساوی جاه و مقام و لذت بیشتر:(
    پاسخ:
    یاد یه متنی افتادم که چند سال پیش خونده بودم:

    در روزگار سرگردانی‌ام یک روز هیولایی را دیدم، او پیوسته زمین را می‌خورد و‌ دریا را می‌نوشید. یک روز به او گفتم: «آیا هیچ‌گاه از خوردن سیر نمی‌شوی؟» پاسخ داد: «مدت‌هاست از خوردن سیر شده‌ام، حتی از خوردن و نوشیدن احساس خستگی می‌کنم، ولی می‌ترسم فردا زمینی برای خوردن و‌ دریایی برای نوشیدن وجود نداشته باشد»

    فک کنم از خلیل جبران باشه. البته الان این چیزی که یادم مونده بود رو نوشتم، شاید متن اصلی یه مقداری با این متفاوت باشه. ولی به هرحال مفهوم رو منتقل می‌کنه همینم.
    سلام علیکم
    الاکرام بالاتمام. منابعی برای مطالعه معرفی بفرمایید لطفاً.
    پاسخ:
    سلام.
    من خودم قصد دارم از روی نرم‌افزاری به اسم «خاک خونی» مطالعه کنم‌ در این مورد (از کارای نورالزهرا)
    ولی یادمه چند سال پیش موسسه مسیر یه فهرست پیشنهادی درآورده بود راجع به مطالعات فلسطین. خدمت شما:
    http://bayanbox.ir/view/528555874649956493/IMG-20151114-205731.jpg
  • امید شمس آذر
  • کدامیک از ما زنان و فرزندان بیگناه سرزمینمان را نکشته ایم؟ بیایید اعتراف کنیم #من نیز نسل کشی کرده ام.
    هییییییییی
    پاسخ:
    هزار و هفتصدتا فیو خورده!
    آدم دردشو به کی بگه؟!
    بسیار خوب!
    سپاسگزارم.
    خدا خیرتان دهد!
    پاسخ:
    خواهش می‌کنم. ببخشید دیر شد تا جواب بدم.
    خواهش می‌کنم. لطف کردید.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی