تلاجن

...دیگه هیچ چیز شبیه قبل از سیزده دی نود و هشت نمی‌شه... هیچ چیز...

تلاجن

...دیگه هیچ چیز شبیه قبل از سیزده دی نود و هشت نمی‌شه... هیچ چیز...

تلاجن

بـــــــــمـ ربی...

«ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازندهٔ گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان...»
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.


+ رونوشت مطالبی که خودم نوشتم، لطفا حتما با ذکر منبع باشه. در مورد بقیهٔ نوشته‌ها، تصمیم با خودتون.
+با کمال احترام، به نظراتی که همه یا بخشی از اون‌ها تبلیغاتی باشه، جواب نمی‌دم.
+ لطفا برای دنبال شدن، دنبال نکنید.

آخرین نظرات
  • ۱ بهمن ۹۸، ۰۷:۵۷ - دچارِ فیش‌نگار
    :)
مطالب پیشنهادی
بایگانی

بیاید آدم فضایی نباشیم!

چهارشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۷، ۱۰:۲۸ ب.ظ

گیرم یکی بود یکی نبود. یه روز یه آدم فضایی می‌ره خواستگاری یه دخترخانومی. البته این آدم فضاییه شبیه ما زمینیا بوده و واسه همین کسی از خونوادهٔ دختره متوجه قضیه نمی‌شه. همه چیز خوب پیش می‌ره و دو‌تا خونواده (نگفتم خونوادهٔ آدم فضایی هم باهاش اومده بودن؟ خونوادهٔ آدم فضایی هم باهاش اومده بودن) قرار عقد رو می‌ذارن. بعد یه طوری می‌شه که قرار می‌شه حلقه‌ها رو خونوادهٔ داماد بخرن. یعنی اصلا خودشون انتخاب کنن و خودشون هم بخرن. (چی؟ تو‌ زندگی واقعی امکان نداره یه دختر اجازه بده فرد دیگه‌ای حلقهٔ ازدواجش رو انتخاب کنه؟ خب باشه. به من چه؟ این داستان منه و این شکلیه و‌ همینه که هست.)

کجا بودیم؟ بله، قرار می‌شه خونوادهٔ داماد حلقه‌ها رو بخرن. یعنی خونوادهٔ عروس بهشون می‌گن: «پس حلقه‌ها با شما» و اونام چون بالاخره خیلی با رسم و‌ رسوم درست آشنا نبودن، قبول می‌کنن.

همه چیز خوب پیش می‌ره و بالاخره روز عقد می‌رسه. اون روز خونوادهٔ داماد با یه ماشین حمل بار (یه وانت فکر کنم) میان خونهٔ عروس و وقتی خونوادهٔ عروس یکم تعجب‌ناک می‌شن، خونوادهٔ داماد توضیح می‌دن که برای حمل حلقه‌ها، چاره‌ای نداشتن جز کرایهٔ همچین ماشینی. و وقتی خونوادهٔ عروس با تعجب بیش‌تری می‌پرسن: «حلقهٔ ازدواج چه ربطی به وانت داره آخه؟!» خونوادهٔ داماد دو تا حلقهٔ طلای بزرگ (قد تایر کامیون) از طلای ۲۴ عیار رو نشونشون می‌دن که برای عقد خریدن. در واقع خونوادهٔ فضایی آقا داماد فکر کردن که لابد حلقه هرچقدر شعاع و وزن بیش‌تری داشته باشه، آبرومندتره و این‌جا بود که خونوادهٔ عروس متوجه می‌شن با یه مشت آدم فضایی طرفن و متاسفانه گزارهٔ منطقی «مهم تفاهمه» کلا فراموش می‌شه و اون دو مرغ عشق طفلکی به هم نمی‌رسن.

در واقع خونوادهٔ داماد چون آدم فضایی بودن، در جریان نبودن حلقهٔ ازدواج، یه ابزار سمبلیک بامزه است و نشونهٔ عشق و علاقه و محبت و پیوند دو نفر و اتفاقا اگه ساده‌تر باشه، شیک‌تر و بهتره.

ولی خب، خونوادهٔ داماد که با این تجربهٔ تلخ، راه و رسم زندگی زمینی رو یاد می‌گیرن، بعد این شکست عشقی پسرشون، یه جای دیگه‌ای می‌رن خواستگاری و این بار دیگه قضیه به خوبی و خوشی تموم می‌شه و آقای داماد فضایی با یه عروس زمینی ازدواج می‌کنه و همین‌جا موندگار و بچه‌دار می‌شه و سال‌های سال با خوبی و خوشی کنار همسرش زندگی می‌کنه.

حالا این داستان رو چرا تعریف کردم؟ واضحه! چون ما ایرانیا از نوادگان و نبیره‌ها و ندیده‌های همون زوج هستیم، فلذا، مهریه رو که قرار بوده طی یک حرکت سمبلیک، نشونهٔ مهر و محبت و علاقه، به عنوان پایهٔ اصلی شکل‌گیری یه زندگی باشه (تا حدی که پروردگار خوش‌فکر خوش‌سلیقهٔ ما، بدون وجود این سمبل، اصولا ازدواج رو به رسمیت نمی‌شناسه) تبدیل کردیم به...

... به همونی که می‌دونید.

ما دقیقا عین نیای بزرگمون، داریم به عنوان حلقهٔ ازدواج، تایر کامیون از طلای خالص سفارش می‌دیم و سر بزرگی شعاع این تایر، به هم فخر می‌فروشیم...

شایدم تقصیر ما نباشه واقعا، این بلاهت بهمون ارث رسیده:|

  • مهتاب

ازدواج

مهریه

نظرات (۱۴)

ما فضایی ییم؟
پاسخ:
ان‌شاالله که نیستیم :)
راستش شخصا به این فلسفه‌ی مهریه که خواسته‌ن برامون جا بندازن(فقط نشان مهر و محبت و اینها)  به شدت شک دارم و مشکوکم که هدف فقط این باشه.
ولی قصه‌ی حلقه‌ها جالب بود فکر کردم با فخر فروشی و دعواهای بیخودی که بر سر حلقه‌های گنده و میلیونی پیش میاد میخوای نتیجه‌گیری کنی.
سوژه باحال بود به خیلی جاها میشه تعمیمش داد ^_^
پاسخ:
مستحبات وارده پیرامون موضوع مهریه (کم باشه، حتی‌الامکان همون سر عقد به عروس خانم داده بشه و خانم مهریه رو ببخشه) نشون می‌ده هدف ایجادش وجود یه پشتوانه مالی برای خانم نبوده.
کما این که البته توصیه شده مهریه کم باشه ولی آقا در حد وسعش هدیه مادی دیگه‌ای که ارزش مالی داشته باشه به خانم بده موقع عقد. ولی نه به عنوان مهریه.

بله. خیلی تعمیم‌پذیره :) آدمیانی هستیم با ذهن‌های سنتی که دین فرهیخته پیشرفته‌ای رو قبول کردیم و ... نتیجه مشخصه :)
آخه مهریه ایجاد نشده. از قبل وجود داشته و بیشتر ساختار پیدا کرده و معنای ای داره که جای بحث نداره اینجا. و بحث پیچیده میشه.
و البته آیت الله جوادی آملی یکی از اهداف مهریه رو پشتوانه مالی هم میدونن و چیزهای دیگری هم ذیل اهدافش آوردن.
پاسخ:
چیزی که از قبل وجود داشته بیش‌تر به نفع و برای پدر عروس بوده. حالا یا پول یا مثل زمان حضرت موسی، کار کردن برای پدر عروس. اسلام چنین چیزی رو به رسمیت نمی‌شناسه. مهریه مال دختره نه پدر یا مادرش. (فلذا وجود مقوله مسخره‌ای به اسم شیربها هم از همین‌جا رد می‌شه)

نظر ایشون رو نخوندم ولی به نظرم اگر مستحبه مهریه کم باشه و حتی توصیه شده عروس مهریه رو ببخشه، پس نمی‌تونه پشتوانهٔ مالی قابل اتکایی باشه.
بیایید قضیه اش چیه؟
اشتباه تایپی اون هم توی تیتر آخه؟

+خبرنگار من بودم 20 تومن جریمه ات میکردم :)
پاسخ:
مشکل چیه الان؟
بیایید صحیح است
شما نوشته بودین بیاید!
پاسخ:
محاوره است دیگه. «بیایْد»
کوتاه هم نمیان ملت!
+ما ولی کوتاه میاییم :)
پاسخ:
واقعا محاوره است. مثل متن خود پست.
چه بسیار عشقهایی که شکل نمیگیرند بخاطر پول.
پاسخ:
چه بسیار رنج‌های بیهوده‌ای که می‌کشیم..
کی نباید آدم فضایی باشه؟؟؟ پسر و دختر؟؟ یا پدر ومادراشون؟؟ یا کی؟؟
این روزها اگر قبول هم کنیم که آدم فضایی نباشیم بازم سخته ...

پاسخ:
این روزها که بله... دیگه موضوع پیچیده‌تر از این حرفا شده:)
ولی کلا خوبه سعی کنیم آدم فضایی نباشیم.
+ به تغییر نسل قبل امید چندانی نیست. (حداقل بگم من امید چندانی ندارم) ولی دختر و پسرهای جوون با ادب و منطق و احترام به خونواده‌ها، احتمالا خیلی چیزا رو بتونن تغییر بدن.
بستگی داره "کم" رو چطور معنی و تفسیر کنیم. :)
مهریه خود حضرت زهرا هم خیلی کم نبوده، نسبت به 14 سکه ای های امروزی که بیشتر هم بوده، ولی شاید نسبت به اون دوران هم کم نبوده باشه یا حتی روی عرف بوده باشه. من از مهریه ی سایر انسانهای اون عصر بی اطلاعم که بتونم مقایسه کنم ولی مهریه ی حضرت زهرا تقریبا معادل کل دارایی حضرت امیر بوده و معادل امروزیش تا جایی که یادمه جایی خوندم حجم طلاش حدود 21 سکه میشده. :)
حالا در هر حال، قبول دارم که قصد حضرت امیر و حضرت زهرا قطعا پشتوانه مالی نبوده. 
کلا خواستم بگم قصد مهریه "فقط" هدیه نیست و واقعا هم نیست چون هدیه‏ ی اجباری کلا در هیچ جا حکم هدیه ی صرف رو نداره و اگر فقط به قصد هدیه بود قابل انتقال به بعد نبود، و در دم باید اهدا میشد و با شرایط خاص مقدارش تغییر نمیکرد و خیلی چیزهای دیگه.
در مجموع طبیعتا مطالعات احادیث و تفسیرهای آقای جوادی آملی در این موضوع بیشتر قابل قبوله. شما هم بخونید جالبه. تو نت هم بحثهای جالبی هست.
پاسخ:
تا اون‌جا که یادمه روایت به این شکل بوده که حضرت امیر که برای خواستگاری می‌رن و صحبت مهریه می‌شه، پیامبر می‌پرسن چی داری که مهریه این ازدواج بشه؟ و حضرت امیر می‌گن یه شتر، یه زره و یه شمشیر. پیامبر می‌گن بین این سه تا فقط زره رو می‌شه فروخت و همون رو می‌فروشن. طبعا زره، یه ابزار جنگی و وسیله نسبتا گرونی بوده، ولی مسئله این نیست که معادل اون مهریه به پول الان چقدر می‌شه، بحث اینه که از سیاق روایت برمیاد اصولا چاره دیگه‌ای نبوده. کما این که البته باید به ارزش پول هم‌ توجه کرد. با مبلغی که اون زره فروخته شد، نهایتا ابزار و وسایل یه زندگی ساده و یه مراسم فراهم شد. الانم اگر مهریه همین قدر باشه، منافاتی نداره با حرف من.
جدای از اون، گرچه مهریه همسران امامان ما همگی مهرالسنه بوده، ولی مثلا امام جواد علیه‌السلام مبلغ زیادی رو به عنوان هدیه موقع ازدواج به همسرشون می‌دن و اینا منافاتی با هم نداره. ولی خود مهریه (یا واژه قرآنیش صداق) منبعی برای تامین مالی زن نیست.

قوانین خداوند مثل ما نیست که همه چیز رو اجباری کنه. حکم کلی رو قرار می‌ده و مستحبات و‌ مکروهات پیرامونش رو هم مشخص می‌کنه و دیگه بقیه رو می‌سپره به میزان اعتقادات هرکسی تا حکم قابل اجرا باشه. برای همین نه الزامی برای پرداخت فوری مهریه قرار داده نه حدی رو به عنوان واجب براش مشخص کرده، ولی کسی که بخواد واقعا طبق روح حاکم بر قوانین عمل کنه، طبعا مهریه سبکی انتخاب می‌کنه. ولی مسلما شما هزارتا سکه هم‌ مهریه‌تون باشه، اشکال شرعی به اون معنا که عقد مورد قبول نباشه، نداره.

من بالاخره نفهمیدم شما معتقدید مهریه برای پشتوانه مالی زن وضع شده یا نه:)
تلقی شما از فلسفه ی مهریه صحیح نیس.هرینه ای(پولی،خدماتی و هرچیزی)که ما در برابر در اختیار گرفتن حق کام جویی و بهره بری از زن بهش میپردازیم مهریه س و اتفاقا ربطی به این علاقه و اینها درش پیدا نمیکنم چه اونکه ما در متعه ای با زمان کم مثلا مدت چند روز که صرفا برای کام گرفتن انجام میدیم هم هزینه ش(مهر) میپردازیم چیزی شبیه بقیه ی معاملات حق انتفاع مرسوم اینجا میبینیم(دقت کنین که زن رو تملیک نمیکنیم بلکه حق کام جوییش رو تملیک میکنیم.).
مرحوم صاحب المیزان(ره):
http://old.aviny.com/quran/almizan/jeld-4/mizan-05.aspx#16

در فقه که بضاعت زن برای بهره وری مورد معامله س:
مرحوم صاحب جواهر(ره):
...قوله تعالى" وآتوا النساء صدقاتهن " وغیره مما دل على وجوب دفعه إلیهن المقتضی لملکهن فضلا عن ظهور الإضافة فی الاختصاص، وإلى أن ذلک شأن المعاوضات، فکما أن المشتری یملک المبیع بالعقد والبائع الثمن به فکذلک النکاح الذی لا ریب فی ملک الزوج البضع به المقتضی ملک الامرأة المهر به الذی هو عوض عن ذلک فی اللفظ والقصد...(جواهر الکلام،ج31)
اون جملات آخر بده بستون رو کاملا میبینین که زن مهریه رو مالک خواهد شد و شوهر بضاعت زن در بهربردن رو خواهد گرفت.
...
فلسفه ی مهریه کلا منافع طرفینی و این چیزاس.درواقع ما مهریه میدیم تا کامروا شیم،خانوما میگیرن تا...اینکه حالا هدف خانوما چیاس رو خودشون باید تعیین کنن و از اونجا نوع،میزان و سطح مهریه شون رو مشخص کنن.برای برخی یک یادگاری از مرد،برای برخی وسیله ای برای تقرب به خدا،برای برخی پشتوانه ی مالی،برای برخی اهرمی برای فشار بر شوهر و غیره میتونن باشن پس بگین هدفتون چیاس تا بهتون بگم مهریه تون رو چی تعیین کنین.



پاسخ:
اسمش رو هرچی دوست دارید بذارید، ولی لطف می‌کنید دیگه تو وبلاگ من نظر نذارید لطفا؟
من که خب لطف میکنم و نخواهم گذاشت منتها برشماس که دیگر از این حرفای مردود نزنین و اگر میزنین به پاسخایی که ملت میدن تا هم خودتون رو از خطا رها کنن و هم مخاطبینتون رو به سستی حرفاتون آگاه کنن،توجه کنین و ازشون متشکر باشین باشد که همه هدایت شیم!

اگر کامنتهامو بیطرفانه  و بدون پیش فرض بخونید عرضم معلومه. چند بار کلمه ی فقط رو داخل کوتیشن گذاشتم که مهریه "فقط" به قصد هدیه نیست. و پشتوانه مالی "هم" یکی از دلایلشه.
پاسخ:
همین که فکر می‌کنید نظراتتون رو بدون پیش‌فرض نمی‌خونم، خودش یه پیش‌فرضه نه؟:)

آخه اگر پشتوانه مالی هدفش باشه، کلا باید قواعد دیگه‌ای می‌داشت. عرض من اینه.
بعدم شما فرمودید قبول دارید هدف حضرت علی و حضرت زهرا، پشتوانه مالی نبوده، طبعا نظر و هدف اون بزرگواران، نهایت هدف قوانین رو مشخص می‌کنه، بعد دوباره تاکید داشتید مسئله مالی وجود داره و الخ. به این دلیل عرض کردم بالاخره متوجه نشدم برداشت شما چیه.
اگر تو اولین کامنتم اینو گفته بودم میشد پیش دادن شما. و من هم با "اگر"مطرحش کردم و جمله قطعی نگفتم.

در جریان ازدواج این بزرگواران قبول دارم اون جمله کج تابی ایجاد کرد اما من قصد خاصی داشتم. ولی درست میگین. نباید اینجا میگفتم. 
حالا از اینها گذشته یه وقتی هست می پرسیم هدف مهریه چیه؟ طرف جواب میده فقط هدیه است. من اینو قبول ندارم.
یه وقتی هم می پرسیم هدف مهریه چیه طرف جواب میده پشتوانه مالی زن. من اینم قبول ندارم.
مهریه اهداف متعددی داره که یکیش اینه و یکیش اون و چند مورد دیگه هم هست. اما اینکه کدوم هدف در هر ازدواجی غلبه پیدا کنه به دو طرف، فرهنگشون و شناختشون از همدیگه بستگی داره...
پاسخ:
مهریه یه هدفی داره که منظور و مدنظر خداوند بوده، من معتقدم اون هدف، با توجه به سیره و روایات، همون چیزیه که توی پست نوشتم.

در عین حال قوانین همون‌طور که عرض کردم به گونه‌ای هستند که بعضا امکان تامین اهداف دیگه‌ای رو هم ایجاد می‌کنه و این اهداف، ربطی نداره به منظور و هدف اصلی پروردگار عالم. فلذا، هدف اصلی مهریه همونه که نوشتم، ولی حالا کسی می‌خواد استفاده‌های دیگه‌ای ازش بکنه، خودش می‌دونه.‌ این موضوع، هدف غایی رو تغییر نمی‌ده.
در مورد اهداف غایی پروردگار نظری ندارم چون متخصص نیستم.

کیبورد گوشیم الان حروف رو هم به زور داره :)))
پاسخ:
والا منم عرض کردم با توجه به سیره و روایات :)

متاسفانه جی‌ال‌ایکس فعلا پیش‌فروش نداره. باید صبر کنید :دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی