تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــمـ ربی...

«ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازندهٔ گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان...»
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.


+ رونوشت مطالبی که خودم نوشتم، لطفا حتما با ذکر منبع باشه. در مورد بقیهٔ نوشته‌ها، تصمیم با خودتون.
+با کمال احترام، به نظراتی که همه یا بخشی از اون‌ها تبلیغاتی باشه، جواب نمی‌دم.
+ لطفا برای دنبال شدن، دنبال نکنید.

آخرین نظرات
  • ۱۲ آذر ۹۸، ۲۲:۵۹ - ناصر دوستعلی
    بله
  • ۱۱ آذر ۹۸، ۰۰:۱۹ - سکوت محض
    :)
مطالب پیشنهادی
بایگانی

تصادم

چهارشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۷، ۰۱:۵۳ ق.ظ

یک تصادمی دارد اتفاق می‌افتد. بین تلقی سنتی از دین از یک طرف و فضای بی‌دینی تمدن رو‌به‌رویمان از طرف دیگر.

جامعه‌ای داریم پر از سوال در تمامی حوزه‌ها، از کلی‌ترین موضوعات تا جزئی‌ترین مسائل.

جامعه‌ای داریم پر از صداهای مختلف و‌ در حال مذاکرات گوناگون برای دست‌یابی به توافق و بیانیه مشترک در مورد چهارچوب‌های کلی و خطوط قرمز اصلی.

چیزی دارد متولد می‌شود. اگر این روند ادامه داشته باشد، پیش‌بینی من شکل‌گیری چیزی شبیه نمودار زنگوله‌ای توزیع طبیعی (استاندارد) است در باورها. دو‌ طیف اقلیت در دو سو که حضورشان باعث حفظ تعادل می‌شود و‌ اکثریت متعادلی (باز هم در طیف‌های گوناگون البته) در این بین.

از جهاتی، رادیکالیسم، در هر دو سوی آن (و از جمله بخشی از آن‌چه به تهاجم فرهنگی تعبیر می‌شود) در خدمت شکل‌گیری همین اکثریت متعادل است.

حسش می‌کنید؟

 

پ.ن: حرف تمدن و شکل‌گیری تمدن که می‌شود همیشه یاد سریال ملاصدرا می‌افتم و آن طراحی لباس فوق‌العاده‌اش، آن همه طرح و رنگ و تنوع، چادرهای رنگی رنگی خانم‌ها، فضای بحث و نقد و نظر و انتقاد و... کمابیش شبیه همان تصویریم یا حداقل بگویم داریم شبیهش می‌شویم.

نظرات (۱۲)

به نظرم برداشت مردم از دین همیشه از توزیع نرمال تبعیت می‌کرده. چیز جدیدی نیست.
پاسخ:
فکر نکنم. یه اکثریت کم‌سواد و بی‌سواد داشتیم و‌ دو تا اقلیت معتقد و مخالف.
ولی حالا اگر اصرار دارید همیشه همین بوده، محور ایکس‌ها رو محور عقل یا ایمان تعریف کنید و‌ نمودار قبلی رو چندین واحد ببرید سمت راست. نمودار جدید، منظور منه.
وااای که یهو پیوند نیکلای آبی رو در حاشیه وب دیدم و چشمانم غرق در قلب شد. 😍😍😍
پاسخ:
از طرف نیکولای آبی موجود در حاشیهٔ وب: 😍
بروز این پدیده ها، آغازی است برای آزمودن دوبارۀ اندیشه های مبتنی بر سکولاریزم و مآلاً برای ایجاد یک تحول فرهنگی بزرگ در جهان بشریت... 
پاسخ:
شاید.
  • حسین بوذرجمهری
  • خوبه یا بده؟
    پاسخ:
    نسبیه. بستگی داره نگاهتون به زندگی چه طوری باشه.
  • ... به دنبال حقیقت ...
  • فکر می کنم همیشه همین طور بوده و اتفاقا نقش من و شما و ما توی این پازل مشخص می شه.

    الناس عبید الدنیا...
    پاسخ:
    همیشه از چه جهت همین‌طور بوده؟
    در طول تاریخ، اولین باره یه گروهی (همین یه عده آدم عادی بدون این که کسی باشه مدعی باشه از طرف خدا خبر و پیام آورده) خیلی جدی می‌گن ما می‌خوایم جامعه رو اون طوری بسازیم که خدا خواسته. درست یا غلط، این حرف اولین باره به این شکل داره گفته می‌شه.
  • ... به دنبال حقیقت ...
  • نه، از این جهت عرض کردم که همیشه ی تاریخ یه عده ی کمی در جبهه ی حق بودند و عده ای در جبهه ی باطل و عده ی اکثریتی هم قرار داشتند در میانه ی میدان بی طرفی که تلاش ما باید سوق دادنشان به سمت حق باشه.
    پاسخ:
    جوابی که به خانم لوسی‌می دادم رو بخونید:)
    خب توزیعش که تغییر نمی کنه:)

    من اصولا به چیزی اصرار ندارم مگر بدیهی باشد. :)
    پاسخ:
    خب نه، می‌گم نمودار قبلی اصولا زنگوله‌ای نیست. وسطش بیش‌تر می‌ره بالا و تعادل و تناسب زنگوله‌ای رو نداره. گفتم اگه شما اصرار دارید قبلی هم زنگوله‌ایه، فرق این یکی با اون، تو حرکت به سمت راسته.

    «بدیهی» بودن هم از اون مفاهیمیه که بسیار بحث‌پذیره:)
    باشه فهمیدم. :)
    ولی شکلهای مدنظر شما همه‌شون توزیع نرماله. به لحاظ ریاضیاتی عرض میکنم وگرنه نظر من در تعیین نوع توزیعها هیچ ارزشی نداره.

    بدیهیه که این بحث که از بدیهیات نیست قطعا. :)
    پاسخ:
    بسیار خب. نمودار توزیع طبیعی استاندارد

    حله الان؟ :)
    فکر نمیکنم رشته‌تون ریاضی باشه. :)
    پاسخ:
    نه ریاضی نبود. تجربی خوندم و تو آمار فقط داشتیم اینو.
    و تو آمار زیستی دانشگاه هم. و هر دو جا بهش می‌گفتیم نمودار توزیع طبیعی استاندارد.
    حالا اگر کاملا دقیق نیست به بزرگی خودتون ببخشید:)
    نه نه این موضوع برای من اصلا مهم نبود و نیست. من چه کاره‌ام؟
    فقط اصرارتون برام جالب بود و اینکه فکر کردین من رو نرمال بودن توزیع اصرار خاصی دارم!
    کامنت من از اول فقط بیان این بود که همیشه اینطوری بوده هیچ گاردگیری‌ای نداشت. 
    موفق باشین.


    پاسخ:
    من گیج شدم الان! 
    اون کلمه استاندارد رو به متن پست اضافه کردم. تو جواب هم هرجا گفتم توزیع طبیعی، منظورم همین نمودار استانداردی بود که ما با جدولاش کار می‌کردیم تو آمار. اگر که دقیق جواب ندادم عذر می‌خوام. اطلاعاتم در همین حد بود:)

    من حس نکردم گارد گرفته باشید اصلا یا چنین چیزی. خیلی هم ممنون باعث شدید دقیق‌تر بنویسم مطلب رو:)
    البته پر واضحه که این صرفا یه مثال بود. می‌خواستم بگم طیف تنوع‌ها و اندازه اقلیت و اکثریت‌ها به نظر من بیش‌ترین شباهت رو به این نمودار (چیزی که من بهش می‌گم استاندارد) پیدا می‌کنه و شبیه بقیه توزیع‌های نرمال نیست.
    جاست همین فقط:)

    ( بله، اعتراف می‌کنم حواسم نبود به همه اینا می‌گیم توزیع نرمال:) )
    در هر حال چنانچه بیان بدی داشته‌م من عذرخواهم.
    پاسخ:
    ای بابا! فراموشش کنید:) 
    بحث یه چیز دیگه است کلا:)
  • ... به دنبال حقیقت ...
  • پاسخ تون به دیدگاه خانم لوسی می رو ارجاع می دم به گفته های مستر کیتینگ (معلم ادبیات) در پست اخیرم :)
    پاسخ:
    اینم یه بحثیه:)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی