تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــمـ ربی...

«ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازندهٔ گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان...»
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.


+ رونوشت مطالبی که خودم نوشتم، لطفا حتما با ذکر منبع باشه. در مورد بقیهٔ نوشته‌ها، تصمیم با خودتون.
+با کمال احترام، به نظراتی که همه یا بخشی از اون‌ها تبلیغاتی باشه، جواب نمی‌دم.
+ لطفا برای دنبال شدن، دنبال نکنید.

آخرین نظرات
  • ۱۲ آذر ۹۸، ۲۲:۵۹ - ناصر دوستعلی
    بله
  • ۱۱ آذر ۹۸، ۰۰:۱۹ - سکوت محض
    :)
مطالب پیشنهادی
بایگانی

احتمالا موقت

چهارشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۷، ۰۹:۱۹ ق.ظ

عاشقتونم که دقیقا پای همون پستی که آدم خیال می‌کنه بیش‌ترین بحث و نظر پیش میاد، با هم هماهنگ می‌کنید و کم‌ترین نظر رو می‌ذارید! باز بگیم وبلاگ‌نویسی هیجان نداره! این همه هیجان! این همه غافلگیری! این همه اتفاقات غیرمنتظره! :دی

  • مهتاب

نظرات (۱۴)

تلاجن ینی چی؟
تلفظش چجوریه ؟
پاسخ:
از اون شعر معروف «تو را من چشم در راهم» نیما برش داشتم. یه جور درختچه جنگلیه ظاهرا.
در مورد تلفظش نظرات مختلفی هست، ولی از اون‌جا که کلمه مازندرانیه و من خودم هم مازندرانی‌ام، حس کردم «تلاجِن» احتمالا درست‌تر باشه.‌ما یه مصوت تو گویش مازندرانی داریم بین اِ و ای و احتمالا همون باشه. ولی خب مثلا آقای شهرام ناظری همین شعر رو به صورت «تلاجَن» خوندن ظاهرا.
بسیار فنی و عالی
حالا ارتباطش با خروس چیه
تلا : خروس
پاسخ:
والا نمی‌دونم. البته همه جای مازندران یه مدل حرف نمی‌زنن. مثلا ما که سمت غربشیم، به خروس تلا نمی‌گیم اصولا:)
تو فرهنگ گویش مازنی talajan اومده
پاسخ:
اون اوایل نشونی وبلاگم talajan بود. بعد یه عده اومدن گفتن talajen درسته. بعد من اسمشو عوض کردم دوباره یکی دو نفر اومدن گفتن talajan درسته. دیگه من تصمیم گرفتم به نظر شخصی خودم عمل کنم:)
  • هالی هیمنه
  • می‌دونید، بلاگستان فضای آرامی داره، جای بحث و جدل نیست. اگر هم باشه، (که یعنی امکانش هست)، آدمش نیست. حالا دیگه کم گیر میاد که کسی بتونه روی یک عقیده و باور محکم باقی بمونه و نلرزه و از خودش به شک نیفته؛ یا درواقع به حقیقتی عقیده داشته باشه که یقین کنه باقیِ حرف‌ها، همه‌ش اشتباهه. اینه که حتّی اگه بحثی هم شکل بگیره، به نظرِ من خیلی زود، یکی از طرفین کوتاه میاد و به بحث خاتمه میده، چون با خودش می‌گه هر کسی حق داره هر طوری که می‌خواد فکر کنه و هر عقیده‌ای که می‌خواد داشته باشه. همینه که دقیقاً پای پست‌های تندوتیزی که انتظار دارید بیشترین بحث رو داشته باشند، همه در سکوت و خیلی آروم طوریکه جلب توجه نکنه، از درِ پشتی می‌رن بیرون. :)
    پاسخ:
    نه می‌دونید مثلا توقع داشتم یکی بیاد بگه چرا انقد همه چیزو پیچیده می‌کنی؟ یکی از یکی خوشش میاد دیگه! حالا حتما باید مثل مجنون بشه تا بگیم واقعا عاشق شده؟
    یا مثلا بگه این حرفات تئوریکه، در عمل وقتی آدم عاشق می‌شه مسائل طور دیگه‌ای پیش می‌رن و الخ.
    حتی منتظر بودم سوالات شخصی در حد خودت تا حالا عاشق شدی هم بشنوم ولی خب دریغ از ذره‌ای شور و هیجان و انتقاد:)
    :))
    پاسخ:
    حتما باید دعواتون کنم نظر بذارید؟ :دی
  • 🦉 شباهنگ
  • ما اینیم دیگه :)
    پاسخ:
    تو که نظر گذاشته بودی:))
  • مرتضا دِ
  • لینک بدین
    پاسخ:
    به چی؟
  • مرتضا دِ
  • اون وقت میگه بیایید بحث کنید!
    لینک اونجا که باید بریم دیگه !
    پاسخ:
    پست قبلی:)
  • هالی هیمنه
  • من نمی‌دونم این حرفم تا چه مقداری می‌تونه درست باشه، ولی مثلاً همین پستِ قبل رو فرض بگیریم. لحنِ محکم و تندی داشتید توش؛ به نظرم اگه یه شوخیِ کوچیک پایینِ نوشته‌تون می‌کردید، قضیه خیلی فرق می‌کرد. باید روحیۀ انتقادپذیری‌تون رو گاهی بروز بدید خب. از مای مخاطب چه انتظاری دارید؟ ما که ـ خدای نکرده ـ علمِ غیب نداریم که! :)
    پاسخ:
    عجب!
    متن پست می‌طلبید آخه اون فضا رو...من اگه بخوام نظری نشنوم کلا نظرات رو می‌بندم! شما پیش‌فرضتون این باشه که کلا اگه نظرات بازه یعنی منتظر نظر و انتقادم:)
  • هالی هیمنه
  • این هم خوبه. تا اینجا هم خوب پیش رفتید. همیشه به همین‌صورت روحیۀ انتقادپذیری‌تون رو بروز بدید. امید که نتایجِ رضایت‌مندانه‌ای حاصل بشه. :)
    پاسخ:
    ما هم امیدواریم:)
  • آسـوکـآ آآ
  • من امروز تو راه مدرسه این پستو خوندم. حتی سر امتحان هم یادش می افتادم می خندیدم. :دی 
    پاسخ:
    هدف ما جلب رضایت شماست :دی
  • طلبه اُ منفی
  • پست‌ها هم مثل آدم‌ها هستند. هر کدوم یه رزق و روزی‌ای دارند...
    پاسخ:
    رزق پستا دست آدماست آخه:) ( به عنوان علل مادی تحقق رزق عرض می‌کنم قطعا نه علت اصلی.‌ سوءتفاهم نشه :دی)
    صدنامه نوشتیم و جوابی نفرستاد
    این هم که جوابی نفرستند، جوابیست.


    احتمالاً به خاطر طولانی بودن پست و سخت بودنش، نخوندنش و شاید هم نظر نداشتند.
    پاسخ:
    طولانی نبود که :(
  • جناب منزوی
  • باور کنید من هم تجربه کردم، الان هیچ انتظاری از مطالبم ندارم :)
    پاسخ:
    منم کم‌کم دارم به همین درجات شما تو عرفان می‌رسم:)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی