حضرت همسایه :: تلاجن

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکرکن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.


+ رونوشت مطالبی که خودم نوشتم، حتما با ذکر منبع باشه لطفا. در مورد بقیه نوشته‌ها، تصمیم با خودتون.
+ برای دنبال شدن، دنبال نکنید.

آخرین نظرات

حضرت همسایه

پنجشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۹ ب.ظ

از اون‌جا که بنده ۱۹ مهر به دنیا اومدم و ۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظه، واضحه که من و جناب حافظ همسایه نزدیک محسوب می‌شیم، تا جایی که شما اگر قدم‌رنجه کنید توییتر و جی‌پلاس، حساب بنده رو مشاهده بفرمایید می‌بینید که حتی نام خانوادگی مجازی من «حافظی»ه؛ فلذا، بنده امشب به نیت کلهم دوستان مجازی، تفالی مجازی زدم به دیوان حضرت همسایه و براتون فال شب یلدا گرفتم. یه شبم زودتر فال گرفتم چون اولا فرداشب سرشون شلوغه همسایمون و ممکنه فالاتون اشتباهی و هول‌هولکی بشه، بعدم این که همسایه خودمونه دلم خواست امشب فال بگیرم. همینه که هست:)

 و اما فالتون، شاید باور نکنید ولی دقیقا همون غزلی اومد که تقریبا همه باهاش آشنان و فکر کنم هرکسی سر صبر و باحوصله بخوندش، حس‌وحال خوبی گیرش میاد.

یه کوچولو دلم می‌خواست با صدای خودم می‌خوندم براتون می‌ذاشتم این‌جا، ولی به دلایل واضح و مبرهنی این کار رو نمی‌کنم، شما ولی با حس بخونیدش، چون اگه من می‌خوندم، حتما با احساس بود:) (در این مورد بانو شباهنگ که قبلا یه فایل صوتی از شعر کوچه مشیری براشون فرستادم می‌تونن شهادت بدن :دی)

یلداتون مبارک پیشاپیش:) غیر فال گرفتن و دور هم بودن و جوجه شمردن، دعا هم بکنید برای همه دوستای مجازی:)


یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخور 

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور 

ای دل غم‌دیده حالت به شود دل بد مکن 

وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن 

چتر گل در سر کشی ای مرغ خوش‌خوان غم مخور 

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت

دائما یک‌سان نباشد حال دوران غم مخور 

هان مشو نومید چون واقف نه‌ای ز اسرار غیب 

باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور 

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند

چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور 

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

جمله می‌داند خدای حال‌‌گردان غم مخور

حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار 

تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۹
مهتاب

حافظ

شب یلدا

نظرات  (۱۳)

سلام :)

چه غزل قشنگی ...

یلدای شمام هم مبارک :)
پاسخ:
سلام.
ممنون:)
۲۹ آذر ۹۷ ، ۲۳:۳۱ محمد صادق
چیکار میکنه اسلام;)
پاسخ:
فایل صوتی رو می‌گید؟
مسئله اسلام‌ نیست صرفا. اگه فقط خانم‌ها مخاطب این‌جا بودن بازم نمی‌ذاشتم. ظاهرا این قسمت از دلایلم واضح و مبرهن نیست:)
۳۰ آذر ۹۷ ، ۰۰:۰۳ محمد صادق
آره همون. اصلاً فایل صوتی که کسی وسطش نگه به به شعر خوندن نمیشه:)
[یه درود هم بگم بخاطر رعایت نیم‌فاصله!]
پاسخ:
رعایت نیم‌فاصله؟!
اینو که خیلی وقته رعایت می‌کنم🤔
۳۰ آذر ۹۷ ، ۰۰:۳۱ محمد صادق
الآن توجهم جلب شد
۳۰ آذر ۹۷ ، ۱۴:۳۳ 🦉 شباهنگ
اتفاقا چند روز پیش داشتم فایل‌های دوستان مجازی رو مرتب می‌کردم، رسیدم به صدای تو و از خودم پرسیدم چرا انقدر احساساتی :)))
پاسخ:
حالا کجاشو دیدی :دی
چقدر این شعر مناسب احوالات این روزای من بود...

یلدات مبارک رفیق:)
پاسخ:
:)

مخلصیم:)
نمی دانم چرا این یلدا، برای من هیچ ویژگی خاصی ندارد.
پاسخ:
یلدا هیچ وقت برای من ویژگی خاصی نداشته. ولی پارسال فال شب یلدام خیلی زیادی درست بود. انقدری که حس می‌کردم لو رفتم جلوی حافظ:) لسان‌الغیب که می‌گن رو فهمیدم:)
۰۱ دی ۹۷ ، ۱۰:۴۷ حسین بوذرجمهری
احساس در من مرده است!
پاسخ:
حالا من هیچی، جلوی حافظ این طوری نگید حداقل :دی
۰۱ دی ۹۷ ، ۱۶:۵۴ مرتضا دِ
قشنگ بود کشف این همسایگی! ++

دمت گرم شباهنگ :)
پاسخ:
:)

چرا دمش گرم؟:/
۰۱ دی ۹۷ ، ۱۸:۴۹ مرتضا دِ
بخاطر تعجبش :)
پاسخ:
خودشم که احساساتیه نمی‌دونم چرا تعجب کرد:)
بعدم‌ شعر عاشقانه رو باید با احساس خوند دیگه. حالت دیگه‌ای هم داره مگه؟:)
۰۱ دی ۹۷ ، ۱۸:۵۵ مرتضا دِ
از احساساتی بودن تعجب نکرد
از احساساتی بودن شما تعجب کرده گویا! :)
پاسخ:
شایدم از «میزان» احساساتی بودن من تعجب کرد:)
و شباهنگ اعلم:)
۰۳ دی ۹۷ ، ۰۱:۰۴ جناب منزوی
عجب غزلی :)
کلبه ی دلتون همیشه گلستانی باشه :)
پاسخ:
همچنین:)

بچه ها هرگز مادرشانرا زشت نمیدانند؛

اگرکسی یاجایی را دوست داشته باشید

آنها را زیبا هم خواهید یافت،زیرا

حس زیبا دیدن همان عشق است

پاسخ:
اون در مورد بچه‌های کوچیکه. آدم بزرگ که می‌شه خیلی پیچیده‌تر از این حرفاست:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی