خدا قوت واقعا! :: تلاجن

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکرکن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.


+ رونوشت مطالبی که خودم نوشتم، حتما با ذکر منبع باشه لطفا. در مورد بقیه نوشته‌ها، تصمیم با خودتون.
+ برای دنبال شدن، دنبال نکنید.

آخرین نظرات

خدا قوت واقعا!

دوشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۴۸ ق.ظ

«یک سال اول زندگی، «هر چی» شوهرتون می‌گه گوش بدید تا دوام زندگیتون تضمین شه و همسرتون عاشقتون بشه»


این توصیه بعضی مشاوران اصطلاحا مذهبی است در موضوع ازدواج و زندگی خانوادگی به خانم‌ها!

و سوال من این است که دقیقا چه موجودی است که اگر یک سال تمام، «هر چیزی» گفت، شما گوش دادید، عاشقتان نمی‌شود؟!

واقعا لازم است مبنای زندگی خانوادگی، انقدر سخیف تنظیم شود؟!

نظرات  (۱۰)

سلام
بله اینطور مطرح شدن سخیفه
ولی چیزی که خودم توی زندگی های تازه تشکیل شده اطرافم میبینم اینه که هر دو طرف در حال تجربه نقش جدیدشون هستن و این تجربه با آزمون و خطا همراهه
بهتره تا به ثبات رسیدن در نقش جدید، کمی صبور باشیم و با طرف مقابلمون همراهی کنیم
برای خانمها پدیرفتن نقش مدیریتی شوهر و برای آقایون هم آشنا شدن و پذیرفتن ظرایف خلق و خوی لطیف و متلون زنانه
و البته که بنظرم سخیف نیست:-)


پاسخ:
سلام!
ببینید من با پذیرش مرد به عنوان مدیر اصلی خانواده مشکل ندارم، با این که در مواردی که اختلاف نظر جدی هست، یه نفر باید تصمیم نهایی رو بگیره و با بقیه حد و حدودی که دین خدا تعیین کرده هم مسلما مشکل ندارم و دقیقا به خاطر رعایت همون حد و حدوده که این حرفا به نظرم اشتباهه! چون واقعا حرف دین نیست!

اینایی که اینو می‌گن، منظورشون اینه که مثلا حتی اگر بر اساس توافقات قبلی، تو قرار بوده ادامه تحصیل بدی و یهو شوهرت اومد گفت، حق نداری، باید بگی چشم! و همین طور الی آخر! این تئوریزه کردن ظلم‌پذیریه! نه مدیریت روابط خانوادگی!

تا یادم نرفته، سفر خوش بگذره و به خیر و سلامتی باشه ان‌شالله برای خودت و همه هم‌کاروانی‌ها:)
اگه یادتون موند، ما رو هم دعا کنید:)
شما نظر دیگه ای داری؟

زنان در هر دو صورت زندگی شون تباه میشه /مجردی یا متاهلی
+ هیچ ارزشی برای رسیدن بهش ندارن جز یا خدمت به خانواده یا خدمت به جامعه
++ من واقعا دلم برای این موجودات میسوزه و نمی دونم واقعا آفرینششون عادلانه بوده یا نه

زنها خیلی موجودات مظلوم، ترسو و نگرانی هستند...
(امیدوارم دوستان این افق دید مرا را اصلاح کنند )
پاسخ:
+ مردها، غیر از خدمت به خانواده و‌ جامعه، دیگه چه ارزشی براشون مطرحه؟ کشت و کشتار و‌ جنگ و‌ خون‌ریزی یا پول درآوردن؟
++ انصافا یه «عدالت خدا» رو بذارید برای ما بمونه!
در مورد جمله اول و آخرتون هم نظری ندارم. همین قدر بگم که امیرالمومنین می‌فرمایند مطلق صحبت کردن، خردمندانه نیست.
کاری به مردها ندارم فعلا
من نظرم رو چالشی طور گفتم
همونطور ک شما انتقادتون رو مطرح کردید

شما میتونید نقد کنید |ولی خوشتون میاد اون مشاور به اصطلاح مذهبی با 4 تا روایت بیاد دهنتون رو ببنده؟|

شما خیلی بد بحث می کنید متاسفانه
پاسخ:
وقتی می‌فرمایید ارزش دیگه‌ای تو زندگیشون نیست، باید بفرمایید که بقیه ارزش‌های موجود چیه که در موردش حرف بزنیم. خیلی بدیهیه به نظرم.

اولا درست صحبت کنید لطفا. دهنتونو ببنده یعنی چی؟!
بعدم مشاوران محترم هر وقت یاد گرفتن همه روایات رو کنار هم ببینن و اونایی که دوست دارن رو از بینش سوا نکنن، تشریف بیارن حرف می‌زنیم.

«خیلی بد» کمکی نمی‌کنه من بتونم اصلاح کنم چیزی رو. دقیقا بفرمایید مشکل کجاست.
دهنتونو ببنده یعنی چی؟!

یعنی همین کاری که شما با من کردین :)

هیچوقت توی بحث های درباره علوم انسانی  که زن هم انسانه خب
نمیشه مطلق حرف زد. و وقتی میگیم زن یعنی کلیت و عموم زنان

اون هم در این عصر که ما هستیم
پاسخ:
کلیت رو در مورد قوانینی و خصوصیاتی می‌پذیرم که ذاتی باشه، مثلا جمله «زن‌ها احساساتی هستن»، با این که همشون هم نیستن، ولی عمومیت داره و قابل پذیرشه، نه در مورد جمله‌ای مثل «زن‌ها در هر صورت زندگی‌شون تباه می‌شه».
موافقم. 
معتقدم عشق پس از شناخت حاصل میشه نه پس از شنیدنِ چشم بله قربان
پاسخ:
جدای اون، واقعا لازمه انقدر به حضور یه مرد تو زندگیشون وابسته باشن خانم‌ها که به خاطرش هر حقارت و‌ ظلمی رو تحمل کنن؟!
جواب این سوال حرف منه :)

لازمه انقدر به حضور یه مرد تو زندگیشون وابسته باشن خانم‌ها که به خاطرش هر حقارت و‌ ظلمی رو تحمل کنن؟!

چرا واقعا زن ها باید این شرایط رو داشته باشن؟
شاید نمی تونم منظورم رو درست بیان کنم
پاسخ:
چون شخصیت انسانیشون زیربنای بقیه نقش‌هایی که دارن قرار نمی‌گیره و مقدم بر اون نقش‌ها در نظر گرفته نمی‌شه. (البته مقصر اصلی خودمونیم)

من این‌جا هنوز باید جواب پس بدم چرا معتقدم «نباید به هر قیمتی ازدواج کرد»، دیگه بقیه مسائل که تکلیفش روشنه.
۳۰ مهر ۹۷ ، ۱۰:۰۱ جناب منزوی
سلام
بنده هم با نظر شباهنگ موافقم، زندگی یه جاده ی دو طرفه ست باید همدیگر رو درک کرد. 
پاسخ:
سلام
حالا البته از قِبَل همین کلمه «درک» و کلمات مشابه این، هزار جور تفسیر درمیاد! باید حدودش مشخص بشه.
۳۰ مهر ۹۷ ، ۱۲:۵۰ آشنای بی نشان
سلام
به نظر من که کاملا درسته و اصلا هم ربطی به مذکر بودنم نداره:دی
پاسخ:
سلام
ممنون از نگاه فراجنسیتی‌تون به موضوع :دی
شخصا با انجام نشدن تعهد حتی به اندازه قبول کردن شستن ظرف ها مشکل دارم چه برسه تعهدات مهم و قول های اصلی ای که ازدواج برپایه اونها بنا شده
ولی حرفی که نقل قول شده در متن مثل همون شستن پای شوهر توی تشت شیره
شاید یه توصیه باشه ولی جای اون علنی گفتن و توصیه عموم به انجام اون نیست
مطمئنا بلخ گفتن و کوتاه اومدن ظرایف زیادی داره و با یه جمله کلی نمیشه به همه راهکار دادبخاطر همین هم با نفس این جمله نه کاملا موافقم نه مخالف
جای صحبت و موشکافی زیادی داره

*ممنون ان شا الله روزی شما هم بشه بزودی
البته کاروانمون سه نفره اس:)
چشم ان شا الله دعاگوتون خواهم بود:-)

پاسخ:
نه اون طور که شما می‌فرمایید نیست.
بعضی پست‌هایی که این‌جا می‌ذارم در جواب یک سری مطالبه که تو وبلاگ‌های دیگه می‌خونم و عمدا لینک نمی‌دم به اون مطلب اصلی، چون خب، فایده‌ای نداره و فقط باعث جنجال و دردسر می‌شه.
ولی حدود این توصیه، همونه که خودم نوشتم.

ممنونم:))
۰۷ آبان ۹۷ ، ۱۲:۲۲ مردی بنام شقایق ...
سلام

میگم میشه یه چن تا ازین مشاورا که فرمودین رو معرفی کنین ما زن و بچه رو ببریم پیششون؟

خب شاید فرجی شد :)))))

+
بعد ازدواج و گوش به حرف دادن و این چیزا واقعا فراتر و پیچیده تر از این حرفهاست

باید 10 سال زندگی کرد تا تازه بفهمیم سال اول باید چیکار کرد!

لذا تفاوت رفتار و نگرش شما جوونترا با ماها دقیقا همینجاها شکل میگیره

اگه بخوام بر اساس تجربه نمره بدم به حرف اون مشاور (هر چند کل حرفاش رو با هم باید دید و باید در نظر گرفت که در چه شرایطی و به چه شخصی گفته شده) ولی خیلی هم بی راه نیست

خانومها ازین طریق خیلی کارها رو میتونن انجام بدن و خونواده رو مدیریت کنن
ولی متاسفانه دخترخانومای جدید خیلی تو این وادیا نیستن و راه مدیریت زندگی رو خیلی بلد نیستن 

گوش به حرف آقایون دادن در زندگی مشترک همونقدر میتونه به نفع زن باشه که تعریف و تمجید و محبت کردن به زن به نفع آقایون :)))
پاسخ:
سلام.
مثال زده بود. گفته بود یه دخترخانومی بوده سال اول زندگیش، شوهرش وسطای تحصیل دوره لیسانس بهش گفته بود دیگه حق نداری بری دانشگاه. بیخود و بی‌جهت و بی‌دلیل. اونم گفته چشم. بعد چنتا مورد دیگه همین شکلی هم پیش اومده و اون آقا هرچی گفته خانم گفته چشم. بدون هیچ بحثی.
بعد می‌گفت الان که چند سال از زندگیشون می‌گذره آقاهه خیلی خانومشو دوست داره و مدام براش پیام محبت آمیز می‌فرسته و...
از نظر من این زندگی نیست. بردگیه.

ابراز محبت مرد به زن وظیفشه. کما این که قبول مدیریت مرد تو مسائل خانوادگی (نه مسائل شخصی و نه مسائل مالی مربوط به زن، مسائل خانوادگی) وظیفه زنه. پس این که «هرچی» شوهرت بگه گوش بدی، وظیفت نیست، معادل محبت مرد به زن هم نیست، صرفا نشونه ضعف شخصیتی هر دو طرف و این اصطلاحا مشاوراست.

مدیریت زندگی به این شکل، سرسوزنی ارزش نداره از نظر من. مدیریت با قرار داشتن زن تو جایگاه واقعیش اتفاق می‌افته و اون جایگاه واقعی، زبون و حقیر و ذلیل بودن نیست. مردی هم که از بله قربان گفتن زنش خوشش میاد، او هم نیاز به مشاوره داره.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی