و تو که مهربان‌ترینی :: تلاجن

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکرکن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.


+ رونوشت مطالبی که خودم نوشتم، حتما با ذکر منبع باشه لطفا. در مورد بقیه نوشته‌ها، تصمیم با خودتون.
+ برای دنبال شدن، دنبال نکنید.

آخرین نظرات

و تو که مهربان‌ترینی

شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۴۶ ق.ظ

گاهی وقت‌ها بعضی آدم‌هایی که تو زندگی بهم بد کردن، می‌بخشم با این نیت که: «خدایا! من این آدم رو که بهم بدی کرده بود می‌بخشم و سعی می‌کنم با خوبی و محبت خودم بهش، پیش نفس و وجدانش تنبیه و شرمندش کنم و این در حالیه که اون آدم واقعا به من ظلم کرده و‌ باعث حال بد و گرفته من شده. حالا چطور ممکنه تو، منی رو که تازه به تو ظلم نکردم _آخه من چه طور می‌تونم به تو ظلم کنم؟!_ منی رو که فقط از روی جهل خودم و ضعف ارادم، به خودم بدی کردم نبخشی و عقاب و سختی گناهم رو از حال و آینده من برنداری؟!

یعنی من از تو مهربون‌ترم؟!

نمی‌شه که...پس خدایا! لطفا ببخش‌ و بگذر و کمک کن جبرانش کنم و تکرارش نکنم...»


پ.ن: این رو اینجا برای اولین و آخرین بار می‌نویسم و امیدوارم کافی باشه. یکی از کارکردهای اصلی و مهم وبلاگ برای من به اشتراک گذاشتن تجربه‌های زندگی دینیه. از این جهت، من نویسنده وظیفه دارم هدف و نیت درستی باشم و شمای خواننده موظفی حسن ظن داشته باشی به هدف و نیت من و حتی اگر این طور هم نباشه، موظفی به حرف درست حتی اگر مطمئن باشی نیت درستی پشت بیانش نیست، توجه کنی. پس بیاید هر کدوم وظیفه خودمون رو انجام بدیم و من با کمال احترام به نظراتی با محتوای «ریا نداشت این؟!»، «تف به ریا!»، «حالا واقعا لازمه این چیزا رو بنویسی؟!» و... جوابی نمی‌دم:)

نظرات  (۸)

ضمن بیان عبارت «تف تو ریا» دی: باید بگم که خیلی هم خوبه این پست‌ها اتفاقا :) بیشتر بذارین :))) لطفا البته :)
پاسخ:
اسمارتیز کی بودی تو؟:))
اتفاقاً من آرامش پیدا می‌کنم با این مدل پست‌ها. یه عده کلاً نگاهشون به همه چی منفی هست. شما راهِ خودتون رو برید ما هم لذت می‌بریم :)
پاسخ:
به هرحال بهتر بود گربه رو‌ دم حجله بکشم:))
راستش تجربیاتم بهم ثابت کرده که هر چقدر هم توضیح بدیم واسه اونایی که این دید رو دارند فایده نداره.
پاسخ:
موافقم..
ولی چاره‌ای نیست؛ باید حجت رو‌ تموم کرد:)
فکر کنم منم باید همچین کاری رو بکنم :)
پاسخ:
موفق باشی تو انجامش😊
مچکرم :)
۱۰ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۰۶ صـــا لــحـــه
من خیلی وقتا فراموش میکنم
وقتی هم یادم میاد به خودم میگم دیگه چه ارزشی داره که بخوام هنوزم به خاطرش ناراحت باشم
البته انقدر فراموشیم یه مدت شدید بود که دعا کردم یه ذره یادم بمونه چون دیدم انگار بعضی ها سادیسم دارند، در نتیجه باید ازشون آتو داشته باشی.... متاسفانه :(
پاسخ:
آدمی‌زاد موجود عجیبیه:))
می فرماد که : اعتقاد، جهان را آباد خواهد کرد و صدای رسای مرد _ و زن _ معتقد، صدای اعتقاد است نه عربده ی ریا...
پاسخ:
از نادر ابراهیمی بود این؟
بعله بعله مردی در تبعید ابدی..
پاسخ:
نادر‍ِ ابراهیمیِ جان:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی