تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــمـ ربی...

«ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازندهٔ گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان...»
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.


+ رونوشت مطالبی که خودم نوشتم، لطفا حتما با ذکر منبع باشه. در مورد بقیهٔ نوشته‌ها، تصمیم با خودتون.
+با کمال احترام، به نظراتی که همه یا بخشی از اون‌ها تبلیغاتی باشه، جواب نمی‌دم.
+ لطفا برای دنبال شدن، دنبال نکنید.

آخرین نظرات
  • ۱۲ آذر ۹۸، ۲۲:۵۹ - ناصر دوستعلی
    بله
  • ۱۱ آذر ۹۸، ۰۰:۱۹ - سکوت محض
    :)
مطالب پیشنهادی
بایگانی

#خودشان_می‌دانند

سه شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۴۹ ق.ظ

یک‌بار هم آقای الکساندر آزادگان آمده بود دانشگاهمان و انصافا خلاف خیلی از سخنران‌های داخلی، باتوجه به فضای ذهنی مخاطب، دقیق و حرفه‌ای حرف زد. 

و خوب، واقعیت این است که لهجه انگلیسی‌اش در فارسی حرف‌زدن و پرسیدنِ گهگاهِ «فارسیش چی می‌شه؟» از حضار، برای بعضی از حاضرین ندید‌پدید، ماجرا را جذاب‌تر هم کرده بود.

الغرض، یک‌جا بین حرف‌هایش گفت «ببینید، ما زمینه‌سازان ظهور هستیم» که باعث شد یکی از بچه‌ها بعدتر بلند شود و بپرسد «ما؟! منظورتون از ما دقیقا کیه؟! والا من هرکیو دوروبرم می‌بینم داره اعتقادشو از دست می‌ده!» و آقای آزادگان جواب خیلی خوب و دقیقی داد که واقعا به دلم نشست. گفت: «لازم نیست من بگم این ما شامل چه کسانی می‌شه؛ چون اونایی که این ویژگی رو دارن، خودشون می‌دونن کیا هستن»

حالا، می‌دانید، بعضی‌ها مثل من برای اطمینان قلبی، به #به_همه_بگویید محتاجند و بعضی‌های دیگر نه، #خودشان_می‌دانند .

+سرخوش آن دل که از آن آگاه است...

نظرات (۴)

منم یه وبلاگ توی وبلاگ رو دارم.
پاسخ:
چه‌طوری؟ روزانه‌نویسی شروع کردید؟
اون پست هایی که فیش نیست شعر هم نیست رو میذارم توی یه موضوع به اسم وبلاگ :)
میتونید ببینید گوشه وب
پاسخ:
مبارکه! به هرحال تو خاطراتتون اشاره کنید که بنیان‌گذار این روش من بودم :دی
(هرچند اگه بخوام صادق باشم باید بگم خودمم از یه وبلاگ دیگه اینو یاد گرفتم)
آقا اون موقع که من به ذهنم رسید این کارو کنم
چند وقت بعدش دیدم فقط اقاگل همچین طبقه بندی توی موضوعاتش داشت
پاسخ:
نمی‌دونم. وبلاگ ایشونو ندیدم.
  • ناصر دوستعلی
  • به قول معروف
    ضمیر مرجع خودشو پیدا می‌کنه

    غصه خوردن لازم نیست

    و همچنین
    به قول سعدی

    سلسه‌ی موی دوست حلقه‌ی دام بلاست
    هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

    زوری نیست
    هر کی نخواد می‌تونه بره آبشو بخوره

    :)
    پاسخ:
    بله خب :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی