گفت هشیاری بیار! :: تلاجن

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکرکن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.


+ رونوشت مطالبی که خودم نوشتم، حتما با ذکر منبع باشه لطفا. در مورد بقیه نوشته‌ها، تصمیم با خودتون.
+ برای دنبال شدن، دنبال نکنید.

آخرین نظرات

گفت هشیاری بیار!

جمعه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۳۵ ق.ظ

+ اولی: "یعنی ببین دختره نصف منم درس نمی خوند؛ الان با سهمیه باباش داره پزشکی می خونه دانشگاه. اگه من سهمیه داشتم..."

دومی:" من بابام نرفت دنبالش دیگه. باید می رفت کردستان کارای اداریشو انجام می داد دیگه نرفت این همه راهو." 

اولی: "وای دیوانه ای تو! من جای تو بودم یه دربست می گرفتم می رفتم پیگیری می کردم؛ می دونی چقد فرق می کنه؟!"


من: :|


+ چرا اغلبمون به بی عدالتی معترضیم و در عین حال آرزو داریم خودمون هم از اون شرایط ناعادلانه استفاده کنیم؟!

من شخصا با همه سهمیه های ایثارگری و هیئت علمی و اصولا هرچیزی که قرار باشه تو به خاطر تلاش یه نفر دیگه، امتیازی داشته باشی، مخالفم؛ ولی مخالفت من این شکلیه که خودم حتی اگر امکانش رو هم داشته باشم، از این ها استفاده نمی کنم و این به نظرم خیلی خیلی خیلی بدیهی میاد! واقعا فاز مردممون چیه؟!


+ لطفا نگید این سهمیه ها قانونی ان! اون حقوق های عجیب و غریبی که حضرات می گرفتن و الان هم می گیرن هم کاملا قانونیه! ما نیاز به آدم هایی داریم که در عین توانایی، از قوانین ناعادلانه استفاده نکنن و در عین حال با تمام وجود تلاش کنن برای تغییر قوانین و شرایط و زندگیشون رو وقف این کار کنن! و به اعتقاد من فقط همین گروهن که اوضاع رو تو هر جامعه ای تغییر می دن؛ بقیه در درجات مختلفی سرکارن! و جالب تر اینه که دقیقا همین عده که بیش ترین سختی رو می کشن، از همه هم کمتر غر می زنن و از همه هم امیدوارترن به بهتر شدن اوضاع!


+ من اصلا اهل فوتبال نیستم ولی یادمه چند وقت پیش تو خبرا بود که روز امضای قرارداد از "شفر"، سرمربی استقلال، اسم پدرشو برای ثبت توی قرارداد خواسته بودن؛ گفته بود شما به بابای من چیکار دارین؟ بهش گفتن برای روال اداری. گفته بود توی کل دوران مربی گریم هیچ کسی اسم بابامو ازم نپرسیده بود!


+ و به قول امیرخانی فتأمل!


بعد نوشت: فکر کنم لازم باشه این توضیح رو اضافه کنم که من واقعا هیچ نظر منفی یا بدی نسبت به کسایی که از این امتیازها استفاده می کنن ندارم؛ ولی قطعا برای کسی که این کارو در عین توانایی انجام نمی ده، احترام مضاعفی قائلم. 

نظرات  (۱)

شفر :)))

من یه کم مخالفم. فرزندی که سهمش از پدرش سرفه و سردرد و فریاد بخاطر موجی بودنه و میتونیم بگیم تقریبا از داشتن پدر محروم شده... نباید سهمی داشته باشه؟
پاسخ:
سهمش اینه که شرایط رو به بهترین شکل براش مهیا کنن که بتونه درس بخونه نه این که همچنین قوانینی بذارن.
پدرش اگر مشکلی هم نداشت نمی تونست که به جاش درس بخونه!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی