تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می‌رویم همه کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در "روزمره‌ها" روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکرکن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم "دلتنگی" و ضیق بودن همه چیز.

طبقه بندی موضوعی

۸ مطلب با موضوع «پیشنهادی» ثبت شده است

البته اصل این مطلبو جایی خوندم و مال خودم نیست؛ ولی به جهت اهمیت روزافزونی که داره پیدا می‌کنه لازم دیدم بازنشرش کنم.

ببینید؛ تو این دنیا یه سری آدم هستن که شازده کوچولو/مزرعه حیوانات/ناطور دشت/جنگ و صلح و ... رو خوندن که خوب دستشون درد نکنه و آفرین و اینا. منتها یه سری آدم دیگه هستن که فقط شازده کوچولو/مزرعه حیوانات/ناطور دشت/جنگ و صلح و‌‌‌... رو خوندن. 

از گروه دوم خیلی جدی بترسید.



پ.ن کاملا بی‌ربط: آیا این انصافانه است که «تو را دوست دارم» علیرضا قربانی انقدرررررر خوب باشه؟:/

پ.ن جهت تنویر افکار عمومی: اصل مطلب اینه: تو این دنیا یه عده هستن که شازده کوچولو خوندن که خوب آفرین. ولی یه عده دیگه هستن که صرفا و فقط شازده کوچولو خوندن. این گروه دوم ترسناکن:/ (به جای شازده کوچولو از اسامی کتاب‌های دیگه استفاده کنید و جمله بسازید :دی)

پ.ن غم‌انگیزناک: به واقع دارم به این نتیجه می‌رسم همکلاسی‌هام از همون چهارم دبستان حق داشتن :دی

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۳۴
مهتاب

«روزگاری به یکی از همین جلسات متداول _ و در پرده بگویم، مبتذل_ دعوت شده بودم. یکی قطعه ادبی می‌خواند و استادِ‌ دانشگاهی پیرمرد تبریکات می‌گفت و دیگری شعری و آن یکی داستانی و... همه برای هم تعارف تکه-پاره می‌کردند و‌ نوبت به این قلم رسید. نه در پرده که فاش گفتم و دل‌شاد شدم. گفتم‌شان که نگاهِ من به این جلسه ماننده‌ی نگاهِ کارگری است در کنار ِِساحلِ خزر وقتی لختی زنبه‌اش را بر زمین گذاشته‌است و دستی به پیشانی می‌کشد تا عرقِ جبین برگیرد و همان هنگام کودکانی را می‌بیند که با بیل و کلنگِ پلاستیکی خانه‌های ماسه‌ای زیبا می‌سازند...»

و این، همه حالِ من است در این روزها. عمیقاً محتاجِ حضور در جمعی هستم پرانرژی، بااراده، قوی، محکم، سخت‌کوش و امیدوار. محتاجِ حضور در کنار آدم‌هایی هستم که نیاز نداشته باشند چیزی را برایشان توضیح بدم؛ بهشان امید و انگیزه بدهم یا مجبور باشم تحمل‌شان کنم. محتاجِ بودن کنار کسانی هستم که سرِکلاس ریاضیات پیش ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانشگاهی نپرسند «ولی من از همون سوم ابتدایی بالاخره نفهمیدم چهار پنج تا چرا بیستا می‌شد» و با این سوال احمقانه توهم «عمیق بودن» برشان ندارد.

«زین خلق پرشکایت گریان» ملول شده‌ام و محتاجِ همان جمعی هستم که «یافت می‌نشود» لابد.


پ.ن بی‌ربط: «خاطرات سفیر» را دارم می‌خوانم و به یک‌بار خواندنش می‌ارزد. گفتم بدانید.

پ.ن بی‌ربط۲: پنج درس از هری‌پاتر برای دانشگاه‌های ما


 متن از: سرلوحه‌ها | رضا امیرخانی | چاپ دوم | ۲۳۸

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۶:۴۷
مهتاب

«افتتاح» از آن دعاهایی است که موقع خواندنش، نه تنها ورق نمی‌زنم ببینم کی تمام می‌شود، بلکه وقتی به اواخرش می‌رسم ناراحت می‌شوم چرا بیش تر ادامه ندارد...

+پیشنهاد: ترجمه فارسی‌اش را اگر لازم است بگذارید جلویتان و همزمان صوتش را با صدای آقای فرهمند گوش بدهید.

+در راستای شخصی سازی شب قدر:)

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۷ ، ۰۲:۱۲
مهتاب
عیدتان پیشاپیش مبارک:)
+گوش بدهیم. [ قطعه مولا علی مولا از آلبوم حالیا | گروه آوای زمین | سال انتشار:91 ]
+معنای اشعار هندی اش را نمی دانم ولی این جمله را از توضیحات خود آلبوم برایتان می نویسم: " اشعار هندی به کار رفته، نزدیک ترین ترجمه مفهومی به اشعار فارسی هر قطعه است. "
+این لینک را هم ببینید.
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۲۲
مهتاب

یه جای فیلم "ایتالیا ایتالیا" هست که نادر (حامد کمیلی) و برفا (سارا بهرامی) شروع می کنن رازهای ناگفته زندگی شونو به هم می گن؛ بعد نادر به عنوان یه اعتراف تقریبا شرم آور می گه :" من تو نوشتن پایان نامه لیسانس تاریخم تقلب کردم و حدود دو سوم متنو از یه کتاب ایتالیایی کپی کردم که هنوز ترجمه نشده بود و می دونستم اساتیدم نخوندنش.":|

می خوام بگم یعنی تقلب تو پایان نامه، باعث خجالته در اصل؛ نه ریاست!


+فیلمشم ببینید. غلظت روشنفکریش یکم بالاست؛ ولی ببینید:)

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۵۵
مهتاب

گاهی دو ساعت غرق شدن در فانتری برای تمدد اعصاب مفید است...( اگر این سبک را دوست دارید و قسمت قبلی اش را ندیده اید، اول آن را ببینید)

                                        


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۶
مهتاب

«یک عاشقانه آرام» را بخوانید،

 گوش بدهید و

 هدیه بدهید.

کتاب کاغذی اش ۱۹ تومان است، کتاب صوتی ۱۵ تومان. اولی در فیدیبو می شود ۷  و‌ دومی ۱۰ تومان. اگر بار اول باشد فیدیبو نصب می کنید (یا بار اول است بعد مدت ها دوباره نصبش می کنید) کد تخفیف ۵۰ درصدی هم می دهد بهتان که یعنی مورد سه و چهار نیم بها هم می شوند حتی.

+ این پیشنهاد مستقل است از تعداد دفعاتی که قبلا کتاب را خوانده اید.

+ فکر نمی کردم صدای پیام دهکردی و موسیقی کریستف رضاعی کنار هم انقدر معجزه وار شود.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۱۹
مهتاب

می خواستم تو روزمره ها بنویسم‌ ولی دلم نیومد،

 « جز عشق نمی‌خواهم» رو گوش بدید حتما...

انقد گوش بدید که حالتون بد بشه دیگه از شنیدنش....

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۶ ، ۲۱:۴۴
مهتاب