فرهنگی :: تلاجن

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکرکن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.

۸۶ مطلب با موضوع «فرهنگی» ثبت شده است

اصلا تعجب نمی‌کنم اگر فرداروزی بفهمم خداوند، موسی علیه‌السلام را به خاطر دل صفورا، آن همه راه از ممفیس تا مدین کشاند.
برخلاف بعضی نظراتی که گهگاه می‌شنوم، مطلقا قبول ندارم که حیا، محدودیتی برای ما در زندگی دخترانه‌مان ایجاد کند و ما را از مزیت‌هایی محروم کند که در الگوی فکری مقابل‌مان، ظاهرا خیلی آسان‌تر در دسترس است.
چیزی که من می‌فهمم این است که پروردگار، برای ما دخترها، عزت و آسانی خواسته، نه حقارت و سختی.
۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۷ ، ۰۹:۲۴
مهتاب

«یک سال اول زندگی، «هر چی» شوهرتون می‌گه گوش بدید تا دوام زندگیتون تضمین شه و همسرتون عاشقتون بشه»


این توصیه بعضی مشاوران اصطلاحا مذهبی است در موضوع ازدواج و زندگی خانوادگی به خانم‌ها!

و سوال من این است که دقیقا چه موجودی است که اگر یک سال تمام، «هر چیزی» گفت، شما گوش دادید، عاشقتان نمی‌شود؟!

واقعا لازم است مبنای زندگی خانوادگی، انقدر سخیف تنظیم شود؟!

۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱ ۳۰ مهر ۹۷ ، ۰۷:۴۸
مهتاب
نوشتن، کمک می‌کند شرایط خداوند را هنگام نزول وحی، کمی درک کنی. کمک می‌کند بفهمی چرا خیلی حرف‌ها را در لفافه و بعضی را دوپهلو گفته، یک‌جاهایی مثال‌های به‌ظاهر، خیلی پیش‌پاافتاده زده، قصه تعریف کرده، گاهی کوتاه و گاهی بسیار طولانی حرف زده، گاهی عمدا حرف‌هایی را نزده تا فرصت داشته باشی فکر کنی و لذت کشف را از تو نگرفته باشد، گاهی با تحکم سخن گفته، گاه با مهربانی، گاه خشک و جدی و گاه با مطایبه و ملاطفت و در خلال همه این‌ها، قدم به قدم، تاکید کرده، برای فهمیدن، باید اهل فکر باشی و به دنبال حقیقت.
پروردگار ما، اهالی نوشتن را خوب می‌شناسد و آن‌قدر ذوق داشته برای ذکر این نعمت، که هنگام نزول آیات کتاب محکمش، همان اول اول، پای «قلم» را وسط کشیده...

و آدم
خلیفه تنهای خدا روی زمین است
امپراتوری که گاهی باید برگردد به آخرین سلاحش
و آخرین سلاح او «قلم» است...
۸ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۷ ، ۰۳:۳۳
مهتاب

مهم‌ترین کاری که چند شب پیش، شب تولدم، انجام دادم، این بود که فهرست بدهی‌های فرهنگی‌ام را (شامل چند آلبوم موسیقی، چند قسمت از یک سریال و یک فیلم سینمایی) که قبلا تا جایی که یادم بود، یادداشتشان کرده بودم، پرداخت کردم. یک مبلغی را هم برای مواردی که احیانا یادم نبوده، انداختم صندوق صدقات که فرمود :«موتوا قبل ان تموتوا».

و ان‌شالله از این به بعد هم دقت می‌کنم که دیگر تلنبار نشوند.

اینستاگرام هم؛ خروج از حساب کاربری و حذف برنامه‌اش از گوشی و خلاص! دیگر واقعا مضراتش از فوایدش بیش‌تر شده بود.


بعدنوشت: بازنشر به مناسبت یادآوری ۲۳ مهر ۶۱: جوالدوز

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۷ ، ۲۲:۱۶
مهتاب
۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۷ ، ۰۲:۱۴
مهتاب

فاتحه فضای فرهنگی کشور را کی خواندم؟

وقتی زیرنویس فارسی Murder of the Inugami Clan هیچ جا نیست و به جایش گیشه‌ترین سریال‌ها و سینمایی‌های تینیجری آمریکایی و کره‌ای و ترکی، همه جا ریخته.


+ الان بزرگ‌ترین فانتزی‌ام این است که یک کافه بزنم برای دوست‌داران سینمای ژاپن و بعد از دیدن یک سری انیمه، مجموعه آثار کوروساوا و چند فیلم دیگر مثل همین که نوشتم، همه با هم با هاراکیری به زندگی‌مان خاتمه بدهیم:/

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۷ ، ۰۲:۵۰
مهتاب

لازم نیست حتما به بچه‌تان یاد بدهید در مواجهه با مشکلات، خودش را نبازد و دنبال راه‌حل بگردد و با دیدن موانع به هم نریزد و یا «راهی پیدا کند» یا «راهی بسازد»؛ این‌ها همه پیشکش! بیایید فقط یاد بدهیم به بچه‌هایمان اگر نمی‌توانند کاری را انجام بدهند، مفهومش این نیست که الزاما آن کار نشدنی است.

یاد بدهیم آن ته ته بی‌عرضگی خودش بگوید «من نمی‌توانم» نه این که بالکل «نمی‌شود»!


پ.ن: من فرزند یک تروریستم و باقی قضایا.

پ.ن ۲: یک شعار معروفی هست که «ما اهل کوفه نیستیم [که] علی تنها بماند»، بچه که بودم به نظرم خیلی عجیب می‌آمد این شعار. یعنی این طوری می‌خواندمش: «ما اهل کوفه نیستیم. علی تنها بماند.»؛ هر دو جمله را به شکل خبری و در حیرت بودم از این حجم تناقض. و حالا باید بگویم معتقدم همان فهم بچگی درست‌تر بوده و عجب شعار پرمعنایی است انصافا.

ما اهل کوفه نیستیم و‌ بهمان برمی‌خورد کسی ما را منسوب کند به آن‌ها؛ علی تنها بماند ولی لطفا! حال جهاد و تلاش و نظم و دغدغه‌مندی و تقوا و امر به معروف نداریم. همین یک مدرک خوبی داشته باشیم از دانشگاه خوبی و شغلی و سر و همسری و... فک و فامیل که نگاه می‌کنند «به‌به و چه‌چه» کنند بس است. 

دین هم خوب، عقیق داریم. ریش و چادر هم. زیارت عاشورا و ندبه هم می‌خوانیم. دین تا همان جایی خوب است که چالش خاصی ایجاد نکند در برنامه‌های عادی زندگی و عادات و رفتارهای شخصی. بقیه‌اش شعر است...شعار است و ما خوب بلدیم شعار بدهیم.

«ما [محض حفظ ظواهر] اهل کوفه نیستیم.

[ولی در عین حال دلمان می‌خواهد]

علی تنها بماند...»

بماند....

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۷ ، ۱۹:۳۸
مهتاب

«به مناسبت تولد حضرت معصومه سلام‌ الله‌ علیها، بانوی باعظمتی که ازدواج نکردن و در مقطعی از زندگی، رهبری مردان رو هم به عهده داشتند عارضم خدمتتون که:


دختران مجرد جان! شما یک انسان هستید و به صورت مستقل خلق شدید.‌ تنها به دنیا اومدید و تنها از دنیا خواهید رفت. ازدواج فعل مهمیه که به تغییر شرایط و رشد شما کمک می‌کنه. اما این به این معنیه که شما رشدتون رو در گرو ازدواج ببینید؟ برای این که خوشبخت بشید حتما نیاز به شخص دوم دارید؟ من که فکر می‌کنم اگر قراره کسی رو خوشبخت کنی یا از وجود کسی لذت ببری قبلش باید بلد باشی خودت رو خوشبخت کنی، با خودت هم حالت خوب باشه. وگرنه نه تنها نمی‌تونی کسی رو خوشبخت کنی بلکه یک زندگی مشترک پر از کسالت و تشویش رو به وجود خواهی آورد. تصور کنید برای شما ازدواج مقدور نشد و تا آخر عمر ازدواج نکردید؛ آیا بابت استعدادها و پتانسیل‌هایی که استفاده نکردید جوابی دارید به خودتون و خدا بدید؟ به عنوان یک انسان که فرصت زندگی به شما داده شده رشد کردید؟ 


البته که انگاره‌ها، برساخت‌ها و در نتیجه فشارهای اجتماعی وجود داره که تکامل شما رو صرفا در گرو ازدواج می‌‌دونه و دست از سر شما برنمی‌داره؛ اما کوتاه نیاید. تصور خودتون و بقیه رو، موقعیت رو تغییر بدید. به ما برای یک بار فرصت زندگی داده شده؛ اون رو از دست ندیم. 


1. آیا می‌گم ازدواج اهمیت نداره؟ نخیر! ازدواج از مهمترین و بنیادی‌ترین مسائل برای تکامل فرد و جامعه است؛ اما تنها راه نیست. آماده‌‌ش باشید اما معطل نه!


2. اگر عده‌ای از خانم‌ها مجرد می‌مونن به خاطر اینه که سخت‌گیر شدند؟ نخیر! خیلی از این تجردها ناخواسته و به خاطر نداشتن خواستگار با حداقل معیارهای اون‌هاست. خود من، تمایل داشتم با مرد مقید به مذهب ازدواج کنم. اما فقط دو تا خواستگار داشتم که نماز می‌خوندند. مورد اول آقایی بود که می گفت اگر وقت کنم نماز می‌خونم؛ مورد دوم هم آقا ارسلان بودن. خداروشکر :)


3. انتخاب قسمتی ابتدایی برای ازدواجه. قسمت بعدی و مهم، داشتن مهارت‌های زندگی، شعور و سازش و سازش و سازشه. البته اگر سازش راهش بود و همچنین سازش پویا، نه اون زن قصه که از شوهر معتادش هر روز کتک می‌خوره، یک چشمش اشکه یک چشمش خون و سالی دوبار هم بچه میاره و خیلی صبوره. بیخیال اون تصور بشید.


4. هرچند که فیلم رگ خواب فیلم هندی بود، مرد پلید به سزای عملش رسید، تهیه کننده هم عقل به خرج داده بود لیلا حاتمی رو بیاره تا فیلم جمع بشه، لیلا حاتمی هم هیچ خلاقیتی نداشت و همون شخصیت سر به مهر بود، و نفهمیدیم این ازدواج سفید بود چی بود، اما میشه نیمه پر لیوان رو دید. با دیدن این فیلم یاد بگیرید در‌به‌در مردان نباشید :)


ببخشید که متن فاخری نیست. صمیمی بخونیدش. ممنون می‌‌شم این مساله رو حداقل با دوستان مجردتون طرح کنید. به امید آینده ای بهتر!


 کوچیک شما، سهیلا ملکی»


از: قاب زندگی | + وبلاگ نویسنده


+ نویسه‌های مرتبط:

 + در جواب یک نظر خصوصی

 + یه کوچولو کوتاه بیاین لطفا!

 + آن یکی کفه ترازو


پ.ن خودم: با نظر نویسنده در مورد فیلم «رگ خواب» خیلی موافق نیستم ولی با نتیجه‌گیریش چرا.

پ.ن۲ خودم: به مورد دوم می‌شه موارد دیگه‌ای هم اضافه کرد. مشت نمونه خروار صرفا.

۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۱:۳۳
مهتاب

حوزه محترم علمیه همین یک قلم آموزش علوم اسلامی را که به عهده دارد، آن هم تازه به خانم‌های دغدغه‌‌مند محجبه، نمی‌تواند با رعایت تساوی حقوق زن و مرد به انجام برساند؛ بعد توقع دارد وجهه و جایگاه هم داشته باشد در جامعه!

من شخصا فرصت تحصیل و‌ فعالیت اجتماعی‌ام را همان قدر به انقلاب اسلامی مدیون می‌دانم که به تمدن غرب. اگر نبود تاثیر ناگزیر جنبه‌های مثبت این تمدن روی جامعه ما، حوزه و حوزویان محترم (با صرف نظر از یک گروه قلیل) هنوز و همچنان درگیر حساب و کتاب این بودند که تحصیل دختران به صلاح هست یا خیر!

بعدنوشت: بدون شرح!

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۰:۵۸
مهتاب

بعضیا خیلی باحالن! خیال می‌کنن خودشون تو مرکز دهکده جهانی‌ان بعد ما لابد یه جایی پشت کوه گیر افتادیم! خیال می‌کنن این رسانه‌هایی که در معرضشن، فیلمایی که می‌بینن، جهان‌بینی‌‌ای که اغلب از روی ظواهر جذبش می‌شن رو ماها ندیدیم و نمی‌بینیم! 

چپ می‌رن راست میان می‌گن «تو چون تو یه خانواده مسلمان به دنیا اومدی دینت اینه»، «تو چون تو ایرانی مغزتو شست‌و‌شو دادن!»

عزیزم! خیالت راحت! خدا، وقتی بهش اعلام کنی قبول یا دوسش داری، انقدر ازت امتحانای کتبی و شفاهی و تشریحی و تستی می‌گیره که دیگه جایی واسه این حرفا نمی‌مونه!

که منم مثل تو همه این مظاهر اصطلاحا تمدن رو دیدم و دارم می‌بینم!

که اگه قرار بود بنا به دین‌داری فک و فامیل و دور و بری‌ها راجع به دین خدا تصمیم بگیرم و‌ نظرات بدم کارم خیلی خیلی راحت‌تر بود!

خیالت راحت عزیز من! اینا که می‌بینی «انتخاب» ماست. انتخابی که یا از روی ندونستن یا ظاهربینی باهاش دشمنی و گرفتاریت اینه که اعتقاد عمیق راسخ بعضی آدم‌ها آینه دق راحت‌طلبی و بی‌خیالیت می‌شه.

به توجیه بافتن ادامه بده؛ ما هم مثل خود خدا هیچ عجله‌ای نداریم...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۹۷ ، ۲۱:۰۳
مهتاب