تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می رویم همه کاره ایم و هیچ کاره.بس که وقت تنگ است.مامور خدمات اجتماعی هستیم،مامور تخریب هستیم،مامور قطع و وصل رابطه ها و جریان ها هم،نقاره کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده ی گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری ،اولین و آخرین دعوی مان.

سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

+ "شرح احوالات" که خوب شرح احوالات است؛ در "روزمره ها" هم روزمره ها را می نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می نویسی.
نشانه ای از هجوم "دلتنگی" و ضیق بودن همه چیز...از زمین تا زمان.

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

گفت: آقا را خواب دیدم؛گفتم : برایمان دعا کنید؛ گفتند: من که همیشه برایتان دعا می کنم؛شما هم دعا کنید برای من...

گفتم: یعنی تا حالا دعایشان نمی کردی؟!!


*«آقا»، همان« حضرت آقا»،«مقام معظم رهبری»(حفظه الله تعالى) هستند... جهت پیشگیری از سوءتفاهم احتمالی عرض کنم که ما و دور و بری هایمان هنوز به مرحله ی کشف و شهود و ارتباط با امام زمان نرسیده ایم!برسیم هم پست وبلاگ نمی گذاریمش!

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۴۴
مهتاب

سال هاست که در این ممکلت در یک شرایط حاد پارادوکسیکال زندگی  می کنیم؛شرایطی که در آن متولیان اصلی و زمام داران امور به جد خود را معتقد و ملتزم به مبانی نجات بخش دین اسلام می دانند.ساعت ها از وقتشان را به توضیح و تبین اصول متعالی دین و نشان دادن چهره ی درخشان دین داری و دین داران اختصاص می دهند،سالانه میلیاردها تومان از پول مملکت را صرف برگزاری جلسات و برنامه ها و اردوها و نمایشگاه ها و همایش ها و نشست های مرتبط با دین و فرهنگ دینی می کنند تا بلکه بتوانند...

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۵۵
مهتاب