تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می رویم همه کاره ایم و هیچ کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه ها و جریان ها هم، نقاره کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

+ "شرح احوالات" که خوب شرح احوالات است؛ در "روزمره ها" هم روزمره ها را می نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می نویسی.
نشانه ای از هجوم "دلتنگی" و ضیق بودن همه چیز...از زمین تا زمان.

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۳ ثبت شده است

بغض،یک چیز قلمبه ی لزج اسفنجی است که چگالی بالایی دارد و قدرت چسبندگی بالاتری؛معمولن در ناحیه ی گلو،جایی اطراف حنجره  و در تمام حوزه ی استحفاظی حلق،چنبره می زند...

یک چیز آبدار سفت است که در بهترین حالت ممکن،در زمان مناسب می ترکد(در مواردی منفجر می شود)و قسمت سفتش همچنان چسبیده به گلو می ماند و آدم را خفه می کند؛قسمت آب دارش هم دور و بری های آدم را ...

و جز این نهایتی برایش قابل تصور نیست...



ریزنوشت:

+ما قول می دهیم خیانت های کوچک را بزرگ نکنیم(هم چنان که تا به حال هم این کار را نکرده ایم)، اما آیا آقایان متقابلن اطمینان می دهند  خیانت های بزرگ را کوچک نبینند؟

+«...اگر کسی خطای کوچکی کرده خطایش را بزرگ نکنیم و اگر خطا بوده آن را تبدیل به خیانت نکنیم و اگر خیانت کوچکى(این قسمت نیاز به توضیح دارد) بوده آن را بزرگ و بزرگ تر نکنیم»                             رئیس جمهور

۱۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۳ ، ۱۵:۰۵
مهتاب