بایگانی آذر ۱۳۸۹ :: تلاجن

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکرکن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.

رونوشت مطالبی که خودم نوشتم، حتما با ذکر منبع باشه لطفا. در مورد بقیه نوشته‌ها، تصمیم با خودتون.

آخرین نظرات
  • ۱۵ آبان ۹۷، ۰۹:۴۱ - مرتضا دِ
    :)))

۱ مطلب در آذر ۱۳۸۹ ثبت شده است

مانولیوس:"پدر!ما خدا را چگونه باید دوست داشته باشیم؟"

پدر فوتیس:"از راه دوست داشتن مردم فرزند"

- و مردم را چگونه باید دوست داشت؟

-از طریق مبارزه برای باز آوردن ایشان به راه راست.

-راه راست کدام است؟

-راهی که رو به بالا می رود... 





"مسیح دوباره مصلوب-نیکوس کازانتراکیس"

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۸۹ ، ۱۳:۲۹
مهتاب