تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می‌رویم همه کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در "روزمره‌ها" روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکرکن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم "دلتنگی" و ضیق بودن همه چیز.

طبقه بندی موضوعی

از دویدن ها

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۱۹ ب.ظ
تقریبا پنج سال پیش، یک نفر که خیلی بهشون ارادت دارم، از یه دانشجوی اون موقع ترم اولی، پرسیدن: " چقدر تو محیط خانواده اهل محبت کردنی؟ "
و در واقع این سوال رو به عنوان یه ملاک اخلاقی برام طرح کردن؛ یا حداقل من این طور برداشت کردم...
و دروغ نگفتم اگر بگم تمام این مدت ( تو تمام تلاش های درسی و تشکیلاتی و شخصی و...) سعی می کردم بتونم به این سوال، جواب صادقانه و در عین حال قابل قبولی بدم...
تو این مسیر از خیلی سوال و جواب ها، خیلی مراحل و مسئله ها عبور کردم و الان بعد از این همه وقت، تازه درک می کنم منظور از طرح این سوال، دلیل سخت بودنش برای من و همین طور راه رسیدن به جواب درست رو...

می شه لطفا برام دعا کنید از این پیچ آخری، رد بشم؟....

نظرات  (۳)

سلام :)

سوال مهمیه !!

امیدوارم با موفقیت سپری بشه براتون :)
پاسخ:
سلام.
ممنونم.
ان شاءالله عاقبت بخیر بشی
پاسخ:
 تو سه روز، دو بار دعا کردید عاقبت به خیر بشم:)
ممنون. همچین:)
آخه تهش گفتید دعا کنید منهم کلی دعا کردم
پاسخ:
لطف کردید:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی