تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می رویم همه کاره ایم و هیچ کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه ها و جریان ها هم، نقاره کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در "روزمره ها" روزمره ها را می نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می نویسی.
نشانه ای از هجوم "دلتنگی" و ضیق بودن همه چیز.

طبقه بندی موضوعی

روشنفکرترین تر

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۲۰ ب.ظ

فرمودند که :

« مادران زندانی را آزاد کنید و اجازه بدهید مدت محکومیتشان به حصر من اضافه شود» :|

یعنی الان من این جمله رو ببرم سفارتخونه بگم این اپوزیسیون مملکتمه، ویزا می دن بهم:||

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۱۲
مهتاب