تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می‌رویم همه‌کاره‌ایم و هیچ‌کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه‌ها و جریان‌ها هم، نقاره‌کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی‌مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

در «روزمره‌ها» روزمره‌ها را می‌نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکرکن یک دفتر صد‌برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می‌نویسی.
نشانه‌ای از هجوم «دلتنگی» و ضیق بودن همه چیز.

در جست و جوی عذری باش که پذیرفته شود

جمعه, ۲۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۴:۳۵ ب.ظ

" ای انسان، چه چیز تو را بر گناه جرأت داده و در برابر پروردگارت مغرور و به نابودی خود علاقه مند کرده است؟ آیا بیماری تو را درمان نیست و خواب زدگی تو بیداری ندارد؟ چرا آن گونه که به دیگران رحم می کنی، به خود رحم نمی کنی؟ چه بسا کسی را در آفتاب سوزان می بینی و بر او سایه می افکنی؛ یا بیماری را می نگری که سخت ناتوان است و از روی دل سوزی بر او اشک می ریزی؛ اما چه چیز تو را بر بیماری خود بی تفاوت و بر مصیبت های خود شکیبا کرده و از گریه بر حال خویشتن باز داشته است؛ در حالی که هیچ چیز برای تو عزیز تر از جانت نیست؟

چگونه ترس از فرود آمدن بلا، شب هنگام تو را بیدار نکرده است؛ در حالی که در گناه غوطه ور و در پنجه قهر الهی مبتلا شده ای...در آن روز چه دلیل هایی که باطل می شود و چه عذرهایی که پذیرفته نمی شود! پس در جست و جوی عذری باش که پذیرفته شود و دلیلی بجوی که استوار باشد و از دنیای فانی برای آخرت جاویدان توشه بردار و وسایل لازم را برای سفر آخرت آماده کن و چشم به برق نجات بدوز و بار سفر بربند."


نهج البلاغه/ خطبه 223

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۲۱
مهتاب