تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می رویم همه کاره ایم و هیچ کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه ها و جریان ها هم، نقاره کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

+ "شرح احوالات" که خوب شرح احوالات است؛ در "روزمره ها" هم روزمره ها را می نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می نویسی.
نشانه ای از هجوم "دلتنگی" و ضیق بودن همه چیز...از زمین تا زمان.

طبقه بندی موضوعی

زیادی شلوغش کردیم!

يكشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۰۵ ق.ظ

"غیرت دینی آیا این است که به اسم دفاع از حرم و این ها یک دستگاه هایی بی حساب و کتاب[کار کنند؟]

آقا جان!ما هم دلمان می خواهد در سوریه و لبنان و یمن و همه این جاها صلح برقرار بشود،دفاع از مظلوم بشود،شیعیان آن جا تقویت بشوند،ولی آیا این کار فقط با پول دادن و اسلحه خریدن و کشتن و زدن و این ها درست می شود؟این دولت با غیرت دینی می گوید بگذارید ما از توان دیپلماسی برای حل مسائل منطقه استفاده کنیم.توان دیپلماسی بزرگان دیپلماسی ما که توانست 6 ابرقدرت را جلوی خودش بنشاند و بزرگ ترین مسئله تحریمی که در شورای امنیت بود را حل کند می تواند با توان دیپلماسی بیاید این مسائل را حل کند.مگر ما این جوان های عزیز را از لب آب آورده ایم که همین طور این ها را بفرستیم شهید بشوند؟ما دلمان می سوزد که جوان هایمان چرا شهید بشوند؟چرا مردم کشته بشوند؟"                                                                                                                                                 

این ها عین سخنان "غلامحسین کرباسچی" شهردار اسبق تهران است که چند روز پیش در افتتاحیه ستاد انتخاباتی روحانی در اصفهان بیان شده.انتشار فیلم این سخنان در فضای مجازی واکنش های مختلفی را به دنبال داشت و نهایتا منجر به تشکیل پرونده قضایی برای وی شد.اما چند نکته در باب این مسئله:


1)واقعیت این است که سخنان کرباسچی گرچه به مذاق ما خوشایند نیست، اما توهین آمیز هم نیست؛او از هیچ واژه زشتی استفاده نمی کند،کسی را مسخره نمی کند،فحش نمی دهد،فقط به عنوان یک منتقد برخی سیاست های نظام در سوریه انتقاداتش را بیان  می کند.دقت کنید به سخنان کرباسچی؛او می گوید:

"ما می خواهیم در سوریه،یمن و لبنان صلح برقرار شود...شیعیان آن جا تقویت بشوند، از مظلوم دفاع بشود." این یعنی ما _یا حتی فقط من_سیاست های کلی نظام را در یمن و سوریه و غیره و ذلک قبول دارم و همان اهداف مد نظر من هم هست، اما معتقدم راه رسیدن به این اهداف مبارزه مسلحانه نیست و باید تکیه روی  وجه دیپلماسی قضیه باشد.

این یک نظر مخالف قاطبه ما حزب اللهی هاست که به شیوه بدی هم طرح نشده؛ پس چرا انقدر آشفته هستیم؟

به یک معنا ما تحمل شنیدن نظرات مختلف را در باب یک موضوع خاص _که از قضا جنبه مقدسی هم دارد_(تقدسی که او هم با چند بار اسم بردن از واژه شهید و شهادت به آن معترف است) نداریم و آمادگی داریم هر اختلاف نظری را توهین به نظام و ولی فقیه و همه چیز بدانیم.به عبارتی ظاهرا مخالف هاشمی همچنان دشمن پیغمبر است!ما کی از این پارادایم ها رها می شویم؟


2)مسئله از دو حالت خارج نیست.یا غلامحسین کرباسچی از گفتن این حرف ها دنبال اغراض دیگری است و با چند لایه ریاکاری یک سری سخنان حزب اللهی پسند را با حرف های واقعی خودش مخلوط کرده تا حرفش را زده باشد و یا این که همه مفاهیمی که در سخنانش بیان کرده اعتقاد قلبی و واقعی اش است و واقعا به تقویت شیعیان در کشور های اسلامی با کمک ایران و صرف هزینه و وقت و توان نظام برای این مهم اعتقاد دارد.در هر دو صورت آیا ما مجاز به نیت خوانی سخنان افراد هستیم؟


3)معتقدیم پیشنهاد راه حل دیپلماسی برای اتفاقات پر تنش منطقه و در مقابل وحشی های داعشی و اربابان جنایتکارشان مرغ پخته توی قابلمه را هم به خنده می اندازد؟

توان دیپلماسی ای را که کرباسچی از آن حرف می زند با توجه به تجربه برجام اصولا قبول نداریم؟

از شنیدن این جرف های تکراری با وجود این همه واقعیت ثقیل تاریخی که نقضشان می کند حوصله مان سر می رود؟

خوب چرا همین ها را نمی گوییم؟چرا به جایش اصرار داریم یک نظر ساده مخالف خودمان را به یک بحران _در قد و قواره خودش_ تبدیل کنیم و بیخود و بی جهت پاره سنگ بدیهم دست VOA  و کلمه و آمد نیوز تا پرت کنند سمتمان؟


4)حوصله اش را داریدکمی بیش تر ژست انصاف بگیریم؟ در فیلم منتشر شده، وسط حرف های کرباسچی جمعیت شروع می کند به دست زدن؛ ولی چهره او تغییر نمی کند. یک جورهایی کمی بی صبر است که زودتر کف زدن ها تمام شود تا ادامه نقدش را بیان کند.حتی لحنش موقع حرف زدن منتظر شنیدن صدای دست زدن کسی نیست و اوج یا مکث الکی ندارد.دارد حرفش را می زند و برخی کف می زنند اما از وجنات قبل و بعد کف زدن می توان حدس زد که این تشویق برایش موضوعیت ندارد.این مهم است.نیست؟


5)از "غلامحسین کرباسچی" خوشمان نمی آید؟ طرفدار روحانی است؟ در ماجراهای 88 و قبل و بعدش به شکل های مختلف به نظام نیش و کنایه زده؟ اصول اصیل انقلاب را به شیوه مدنظر رهبری رعایت نمی کند؟ علیه انقلابی که این همه دوستش داریم فعالیت کرده؟ قیافه اش به دلمان نمی نشیند؟

خیلی خوب! اما آیا این ها دلیل می شود به هر مناسبتی فساد دوره مسئولیتش در شهرداری را یادآوری کنیم؟ یعنی غلامحسین کرباسچی تا آخر عمرش هر وقت حرفی زد که قبول نداشتیم -و اصولا در هر حوزه ای بود- باید یادآوری کنیم که او سو سابقه اقتصادی دارد؟ 

قشنگ نیست...


6)آیا گفتن این نقدها به هر شکلی و در هر شرایطی خلاف امنیت ملی و موجب تضعیف نظام است؟ 

آیا حتی من معتقد به مبارزه و کمک مسلحانه ایران به کشورهای اسلامی حق انتقاد به برخی سو مدیریت ها را در این زمینه ندارم؟

جوان دانشجوی امروز تا کجا و در چه حد اجازه سوال پرسیدن دارد؟

با این حجم پایین از تحمل پذیری انتظار داریم فضای بحث و انتقاد منصفانه شکل بگیرد؟ 

فضای بحث در قواره یک تمدن نو این شکلی است؟ 

این ها سوالات مهمی است که دادن پاسخ های درست و منصفانه بهشان، می تواند ذره ذره مختصات یک فرهنگ سیاسی درست را با تکیه بر اصول واقعی آزاد اندیشی گفتمان سازی کند...

چیزی که این روزها بسیار به آن نیاز داریم....

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۱۷
مهتاب

نظرات  (۱)

نقد خوبی بود
متاسفانه ناخودآگاه حرف هایی که می شنویم تاثیر گوینده اش بیشتر از خود حرفه... و خب باید دقت کرد
پاسخ:
تشکر!البته هزار نکته باریکتر از مو هست این جا! خیلی چیزا رو باید لحاظ کرد...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی