تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می رویم همه کاره ایم و هیچ کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه ها و جریان ها هم، نقاره کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

+ "شرح احوالات" که خوب شرح احوالات است؛ در "روزمره ها" هم روزمره ها را می نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می نویسی.
نشانه ای از هجوم "دلتنگی" و ضیق بودن همه چیز...از زمین تا زمان.

طبقه بندی موضوعی

مبدأ زندگی

جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۴۸ ب.ظ

از وقتی این انقلاب برایم مهم شد 57 تبدیل شد به مقدس ترین عدد عالم.

تقریبا همه رمزهای عددی زندگی من یکی از این اعداد است:

1357، 57، 7755، 5577، 5775، 7557 و....

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۲۲
مهتاب

نظرات  (۳)

۲۲ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۰۵ ...:: بخاری ::...
مبدا زندگی اصلا.
پنجاه و هفتی ها همگی زنده اند.
پاسخ:
دقیقا!الان اسمشو عوض می کنم;-) 
سلام

اگر فهم و نحوه‌ی مواجهه‌ی من با این مطلب شما نادرست نبوده باشد، سؤالی که برایم پیش می‌آید این است که چرا 57 مبدأ تاریخ و مبدأ زندگی است، در حالی که در تاریخ، وقایعی هم‌چون بعثت پیامبر خاتم یا واقعه‌ی غدیر یا ازدواج امیرالمؤمنین و صدیقه‌ی کبری یا قیام عاشورا یا ولادت امام عصر یا مواردی دیگر وجود دارد که به سختی می‌شود اثرگذاری آن‌ها را در تاریخ کم‌تر از انقلاب 57 دانست.

آیا این ارزشگذاری بیش از اندازه احساسی و جوگیرانه و مبالغه‌آمیز نیست؟ آیا می‌شود در یک چون و چرای عقلی کاملاً از آن دفاع کرد؟ آیا مرز ظریف وسیله و هدف؛ یا طریقیت و موضوعیت در این‌جا گم و این‌ها با هم خلط نشده‌؟

متوجه هستم که این یک متن احساسی است، گفته‌اید آن‌قدر انقلاب را دوست دارید که نامش را در رمزهای عددی‌تان گنجانده‌اید. اما در عین حال شما آن را مبدأ تاریخ و مبدأ زندگی هم نامیده‌اید، و 57 را مقدس‌ترین عدد عالم دانسته‌اید! مقدس‌ترین! ترین!
شما درباره‌ی یک پدیده‌ای دارید این‌گونه احساسات غلوآمیز به خرج می‌دهید، که در این برهه‌ی حساس نیازمند دقیق‌ترین برخوردهای عقلانی است. این‌طور نیست؟

شاید بی‌ربط نباشد. بگذارید به یک مثال تاریخی اشاره‌ی گذرایی بکنم. به نظر شما کسانی که در مورد ائمه و به طور خاص امیرمؤمنان غلو می‌کردند -و در نهج‌البلاغه مطرود نگاه آن حضرت هم هستند- سرآغاز مسیرشان یک احساس فزاینده‌ی هیجان‌زده پیرامون منزلت آن حضرت نبود؟
پاسخ:
ممنونم از نگاهتون.
فکر نمی کنم این طوری باشه که شما می فرمایید.
ببینید در مورد حضرت حمزه تعبیر سیدالشهدا وجود داره و‌می دونیم که منظور از اون سید شهدای زمان خودشونه.هم چنین در مورد حضرت مریم هم تعبیر واصطفیک علی نساالعالمین هست که اون هم می دونیم منظور در زمان خودشونه.
مقدس بودن این عدد به عنوان مقدس ترین عدد عالم هم در ظرفیت زمانی خودش فرار می گیره.یعنی این طوره که‌مثلا بگیم در دوره معاصر این عدد بین سال اتفاق وقایع تاریخی مختلف مهم ترین و‌مقدس ترین عدده.نه بین تمام وقایع تاریخی موجود.کما این که آدم معتقد به تقدس ۵۷، به علت انتساب ۵۷ به دقیقا همون موارد مهمی که اسم بردید چنین حسی داره....
کدوم رمز عابر هست؟ :)
پاسخ:
اون یه مقوله صد در صد مادیه! از این رمزای ارزشی روش نمی ذارم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی