تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می رویم همه کاره ایم و هیچ کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه ها و جریان ها هم، نقاره کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

+ "شرح احوالات" که خوب شرح احوالات است؛ در "روزمره ها" هم روزمره ها را می نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می نویسی.
نشانه ای از هجوم "دلتنگی" و ضیق بودن همه چیز...از زمین تا زمان.

طبقه بندی موضوعی

9 دی نشان داد این جامعه منتظر ظهور نیست!

پنجشنبه, ۹ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۴۰ ب.ظ

واقعیت این است که مسئله 88 هنوز تمام نشده و به نظر نمی رسد به این سادگی ها و به این زودی ها هم تمام شود.اتفاقات عجیب و غریب سال 88 و ماجراهایش هنوز هم در فضای جامعه زنده است چرا که از یک طرف حزب اللهی ها روی گناه فتنه و فتنه گران تاکید دارند و از طرف دیگر چپ ها به هر مناسبتی از رفع حصر حرف می زنند.پس وقتی از 88 حرف می زنیم صحبتمان یک بحث تاریخی نیست بلکه از ماجرایی صحبت می کنیم ادامه دار و از پرونده ای  سخن می گوییم نیمه باز که رای نهایی اش هنوز صادر نشده.اما سوای این که برای متهمان ردیف اول پرونده چه اتفاقی بیفتد دلیل محکم دیگری وجود دارد که ماجرای 88 هنوز به پایان نرسیده و آن ماجرا، اتفاق 9 دی است.

روزی که جماعت حزب اللهی تاکید دارد آن را حماسه ای در تاریخ انقلاب و نشان دهنده پای بندی آحاد مردم _ فارغ از سلایق سیاسی گوناگون _ به اصل انقلاب و مسئله ولایت بداند؛ نگاهی که با تاسی به فرمایشات حضرت آقا و بانگاهی منصفانه به اتفاقات انتخابات دهم ریاست جمهوری می توان آن را پذیرفت اما حقیقت دیگری نیز در پس ماجرای 88 و به خصوص داستان 9 دی وجود دارد که جماعت حزب اللهی به عمد و شاید از سر ترس به آن فکر و اشاره نمی کند.این نگاه ناقض و منافی نگاه پیشین نیست؛ بلکه از منظر دیگری دقیقا همان نظر را تایید می کند ولی قشر مذهبی از ترس به هم ریختن آرامش ذهنی اش سعی می کند کم تر به آن فکر کند.برای روشن شدن ماجرا اجازه بدهید یک بار ماجرا را به اجمال مرور کنیم:

اتفاقی در این ملک می افتد و امنیت و آسایش جامعه را به هم می ریزد.رسانه های معاند با انقلاب روی موج ناامنی سوار می شوند.رسانه هایی که مردم سوای سلایق سیاسی، عمدتا دشمنی آن ها را با کشور می دانند.سران آمریکا و اسرائیل به شکل بی نظیر و بی سابقه ای با نام بردن از برخی سران  و خط دهندگان اصلی آشوب ها از آن ها حمایت می کنند.روند توهین به مقدسات مردم از همان رقابت های انتخاباتی تلویحا شروع شده و نشانه ها زیاد است.

با شروع مخالفت ها و برخورد های غیرقانونی نامزد های معترض، دروغ سازی ها، کشته سازی ها، مرده خوری ها و شایعات در فضای جامعه واضح و مشخص است.به عبارتی از جایی به بعد _ که خیلی هم دورتر از شروع ماجرا نیست _ تقریبا همه در جریان اصل ماجرا هستند.

با این همه کار به این جا ختم نمی شود؛ ماجرا به اوج خود می رسد؛ نائب امام زمان، ولی فقیه، رهبر مملکت در خطبه ای تاریخی و عجیب موضوع را از ابعاد مختلف تشریح می کند و در پایان استغاثه می کند به حضرت قائم _اعتقاد مردم ما به دو نفر از معصومین بسیار شدید و تا حدودی جوگیرانه است؛ یکی امام حسین و دیگری امام زمان_.خطبه به گونه ای است که شاید تقریبا هر کسی تحت تاثیر متانت، صداقت و احساس نهفته در آن قرار می گیرد.مردم باید در چنین شرایطی احساس قلبی رهبرشان را بدانند و الان می دانند.پای امام زمان وسط کشیده شده و زمان مناسبی است برای پایان دادن به بی قانونی ها و تو دهنی زدن به دشمنان این مردم...

 آدم های ساده ای مثل نگارنده بعد از این سخنرانی توقع داشتند فراخوان های دعوت به راهپیمایی از طرف بزرگان و سران سیاسی صادر شود.مردم از هر طیف ودسته وسلیقه سیاسی پای ماجرای ولایت بایستند و ماجرا را تمام کنند.اما...اما ماجرا تمام نمی شود! و تا حدود شش ماه بعد ادامه می یابد. 

ماجرا ادامه پیدا می کند تا نقطه ای که جمعی از معترضین در روز عاشورا به مجلس عزای حضرت سیدالشهدا بی احترامی می کنند.کف و دست و هلهله و رقص که نشان دهنده دهن کجی و بی احترامی به مقدسات قاطبه مردم درباره محرم و مراسم عزای حضرت امام حسین است.

این جاست که جامعه متحد می شود و فارغ از سلایق سیاسی تصمیم می گیرد با کسانی که از این خط قرمز عبور کرده اند برخورد کند.این اتفاق در 9 دی می افتد و جماعت حزب اللهی از این که بالاخره عزای حسینی باعث شده تا ناامنی و آشوب پایتخت به پایان برسد و امنیت _ یکی از بزرگ ترین و مهم ترین دستاورد ها و افتخارات انقلاب و نظامی که به آن معتقدند_ به جایگاه و نقطه مطلوبش برگردد خوشحال هستند.تحلیل و تعریف و تمجید است که درباره بصیرت و دشمن شناسی مردم منتشر می شود و حجم بالای ذوق زدگی و خوشحالی قشر مذهبی است که همه جا _ و هنوز هم _ به چشم می خورد. اما با نگاهی دقیق تر می توان ماجرا را جور دیگری هم تحلیل کرد.

دقت کنید!تاریخ در حال تکرار شدن است!مسلم مردم را به قیام فرا می خواند و همه در پاسخ به او اعلام آمادگی می کنند؛ اشک می ریزند و شوق دیدن امامشان بی تابشان کرده، اما در لحظه عمل، درجایی که باید کاری کرد باز هم تردید است که بر ایمان مردم می چربد؛ پس مسلم "در عمل" تنها می ماند و سر حسین بن علی روی نیزه ها می رود  و قاتلین امام در روز عاشورا مراسم جشن برپا می کنند، می زنند و می رقصند و خوش حالند.کاروان به کوفه می رسد و تازه مردم می فهمند چه فاجعه ای اتفاق افتاده و اظهار ندامت می کنند و پریشانی و توابین و...

این دقیقا اتفاقی بود که در این ملک افتاد!خوشحالی جماعت حزب اللهی از 9 دی در واقع خوشحالی از این است که سکه امام حسین هنوز در بین مردم آن قدر رونق دارد که به خاطرش ماجرای 8 ماه آشوب و بلوا در پایتخت را که با آتش توپخانه ای رسانه همه معاندین نظام پشتیبانی می شود، خاموش کند.به عبارتی حزب اللهی ها از این خوشحالند که مردم هنوز آن قدر بی دین نشده اند که به امامشان اهانت شود و واکنش نشان ندهند!اما ایا خوشحالی از قیام توابین یعنی جامعه در وضع مناسبی است؟!

آیا چنین جامعه ای منتظر ظهور است؟یا فرسنگ ها با جامعه منتظر فاصله دارد؟!

اغلب جماعت حزب اللهی با چنین تحلیلی مخالفند آن هم به این دلیل که کم کاری هایمان را  و فقر فرهنگی و مذهبی جامعه را به رخمان می کشد و نگران کننده است!

اما واقعیت این است که " ان الله لا یغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم"

آن چه در این کشور در حال اتفاق افتادن است، از پیروزی گفتمان اعتدال تا مشکلات اجتماعی و فرهنگی و تا خون دل خوردن ولی جامعه و تا همه تاثیراتی که دشمنی های خارجی بر مملکت گل و بلبل ما می گذارد به این دلیل ساده است که مردم ما مردم 9 دی ای هستند و تا زمانی که سر حسین بن علی را بالای نیزه نبینند نمی توان  ازشان توقع قیام جمعی داشت.

اما نگارنده بر این نیست که این ماجرا را گناه نابخشودنی ملت فداکار و قهرمان و پای کار ایران بداند که شاید بیش از هر ملتی در عالم به خاطر ایستادگی پای حرف حقشان تاوان داده اند  و فداکاری کرده اند.این گناه ما بچه مذهبی هاست که جامعه چنین وضعی دارد.گناه از نیت ما و عملکرد ما و تقوای ما و اخلاص نداشته ماست که اثر وضعی اقدامات فرهنگی مان بعد از چهل سال هنوز تقریبا هیچ کدام از مسائل اساسی حیات اجتماعی دنیوی این مردم را حل نکرده و گناه ماست به خاطر شعارهای زیبایی که سر دست می گیریم اما در عمل در زندگی هایمان روزها و سال ها می گذرد و هنوز همانیم که بودیم.خیلی از ما هنوز هم منتظریم  یک اتفاق بحرانی امنیتی بیفتد تا به خودمان بجنبیم.منتظریم تا اتفاقی برای حضرت آقا بیفتد تا بلکه از خواب بیدار شویم.جهاد را، اخلاص را، تواضع را،کارآمدی را، و معرفت دینی را ،تفقه در دین و مبانی انقلاب را گذاشته ایم بعد از ظهور یاد بگیریم.مقصر ماییم که فراموش کردیم منتظر، قبل از ظهور همان گونه قرار است زندگی کند که بعدش!

در دنیا مدیر تربیت می کنند که ده شرکت را با هم می چرخاند و این جا بچه مذهبی ها برای یک کار ساده نیاز به هزار بار یادآوری دارند.حجم وقتی که تلف می کنیم و حجم خواب های طولانی پیرکننده ما نشان می دهد تعریفی از جهاد نداریم.طفیل امنیت حکومت مقدس اسلامی ای هستیم که مبارزین گمنامی روی صندلی آپولوی کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک  و در زندان های استخبارات بغداد و در خاکریزهای جنوب وغرب و در غربت نبرد سوریه برایمان فراهم کرده اند و برای تسکین عذاب وجدان کم کاری هایمان چه بهتر از این که ماجرای 9 دی را اوج حماسه و معرفت و بصیرت ملت بدانیم؟!

به اعتقاد نگارنده 9 دی بیش از که باعث فخرفروشی جماعت مذهبی باشد باید مایه شرمندگی اش باشد و بیش از زدن جوالدوز به فتنه و فتنه گران _ که گناهشان البته نابخشودنی است _ سوزنی هم به خودش و خوش خیالی هایش بزند که وقت تنگ است و جهان منتظر پرچمی از این ملک...

والعاقبه للمتقین.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۰۹
مهتاب

نظرات  (۵)

حرف دله....
منم یه بچه حزب‌اللهی هستم الان.... ولی باهاتون موافقم.... به شدت....
ما هنوز اون چیزی نیستیم که باید و شاید...
و هنوزم ادعامون میشه به اینکه سرباز رهبریم....سرباز ولایت....
به این اعتقاد رسیدم که اگه هر گریز از دینی هست، هر توهینی که هست، از کوتاهی من بوده... منی که ادعام میشه....
تلخه... خیلی تلخ.... ولی خودمون باید درستش کنیم... نه اینکه منتظر بمونیم امام زمان بیان و درستش کنن....
پستتون خیلی مطابق با حالم بود.... اسمشو میذارم قسمت...:) ممنونم ازتون:)
پاسخ:
سلامت باشید:))ممنون از نظرتونD:
۱۱ دی ۹۵ ، ۱۴:۴۷ محمدحسین خانی
از حرف‌هایی که یکی باید می‌نوشت؛ و چه خوب که نوشتید.
پاسخ:
ممنون!
۱۹ دی ۹۵ ، ۱۹:۰۳ ...:: بخاری ::...
تو ان ده روز (از نهم دی تا نوزدهم دی) دو سه باری این متنتو خوندم.
دلم برات تنگ شد باز. مث تو حرم ک بعد اذان نشستیم به حرف.

پاسخ:
آخ گفتی....
چقد چسبید اون حرم...
۳۰ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۴۶ محمد حسین مرادی
نیازی نبود از نه دی بفهمید جامعه منتظر ظهور نیست. قرائن خیلی بزرگتری در اطراف شما هر روز وجود دارند. ولی از این که این قدر فتنه 88 را ساده سازی کردید تعجب میکنم. این قدر فرمالیته و تمیز. اتفاقی می افتد یک عده ظلم می کنند یک عده مظلومند شبیه فیلم های هالیوودی.
اگر دنیای سیاست را می شناختید این قدر ماجرا را داستانی تعریف نمی کردید.
دوم متوجه قیاس شما نشدم اصلا. سر حسین بن علی وقتی بالای نیزه می رفت که حکومت جمهوری اسلامی سقوط می کرد و آقا را هم اعدام می کردند. این چه تشبیهی است آخر ؟
شما که عدد 57 را خیلی دوست دارید آیا از نقش همان رسانه های معاند در انقلاب 57 هم مطلع هستید.
بی خیال دست از این حزب اللهی بازی های سمبلیک بردارید
پاسخ:
با سپاس فراوان آقای مرادی....این مطلب رو که نوشتم اصلا ازش مطمئن نبودم.واسه یکی دو نفر فرستادم که می دونستم نقد می کنن ولی جواب درستی به من ندادن.بقیه هم صرفا گفتن خوبه.دیگه چاره ای نموند غیر این که بذارمش این جا مخاطبای وبلاگ نظرشونو بگن و از همون 9 دی منتظرم یکی بیاد جدی نقدش کنه.
در مورد ساده سازی ماجرا تا حدود زیادی با شما موافقم .مسئله انصافا خیلی پیچیده تر از این روایت خطی من بود ولی این احتمالا به نقطه ضعف بزرگی که خودم دارم بر می گرده و اون این که خیال می کنم برای مردم هم مسائل همون قد واضحه که لازمه....و مثلا اونا هم همون قد مثلا امثال "آکادمی" و "استیج" به طور خاص و رسانه های اون وری به طور عام براشون مزخرفه که برای خود من.در این مورد حق با شماست و جای کار بیش تری داشت.هر چند هنوزم معتقدم از یه جایی به بعد واقعا اکثریت هم می فهمیدن داره چی می شه و حداقل حزب اللهی ها خیلی زودتر می شد که سازمان دهی بشن.
اما در باب مصداق شهادت امام حسین دیگه به نظرم خیلی تند رفتید. تو عصر حکومت اسلامی زندگی می کنیم و فهم و درک عامه به درجه ای رسیده که مصادیق نمی تونن انقد سنگین باشن.وقوع این انقلاب حداقل کاری که می کنه خیلی از مصادیق رو تعدیل می کنه به نظرم.برای من معادل شهادت امام در عصر حاضر تو این مملکت چیزی در حد همون اتفاقات عاشورای 88 می شه.حالا فوقش یکم بیش تر.
و در مورد این که کلی دلیل دیگه هست برای آماده نبودن جامعه خوب اثبات شی که نفی ما عدا نمی کنه.باشن اونام سرجاشون....
و در مورد حزب اللهی بودن سمبلیک هم اتفاقا مطلقا چنین منظوری نداشتم فقط حرص می خوردم انقد همه هر سال خفه می کردن خودشونو تو تعریف و تمجید از نه دی....خودم اتفاقا اصلا از این بازی های زبانی و دلسوز های نکته سنجانه به اسم حزب اللهی بودن و دغدغه مند بودن خوشم نمیاد.....
باز هم ممنون:))
۰۳ فروردين ۹۶ ، ۰۷:۱۲ محمد حسین مرادی
سلام
با کلیت حرفتان موافق بودم که نه دی واقعا یک حماسه نیست ولی یک اتفاق خیلی ارزشمند است. اما وقتی که نگاهم را بالا می برم و تلاش میکنم فتنه گر ها را هم درک کنم می بینم شاید آن ها واقعا در یک سطحی بینش قوی تری داشتند. حداقل به نظر می رسد که احمدی‌نزاد را بهتر از ما شناخته بودند. فکر میکنم این تفکیک فتنه گر و حزب اللهی در آینده از میان می‌رود و انسان لیبرال واقعی نه تقلیدی جای هر دوی آن‌ها را می‌گیرد یعنی نتیجه هر افراط و تفریطی، یک جریان بی تفاوت خواهد بود نه الزاما متعادل.
ممنون از پاسختان. خیلی از نکاتی که گفتید حق با شما بود. حرف آن قدر زیاد است درباره این مسئله که در یک نظر جا نمیشه. گاهی وقت ها دوست داشتم منم یک وبلاگ داشتم حرفامو می نوشتم :/
پاسخ:
ببینید قطعا مسئله صرفا شناخت آقای احمدی نژاد نیست.بازی کردن با احساس و اعتماد جمعی مردمه و ارتباطات پنهان و آشکار با عوامل خارجی در جهت اهدافی خلاف امنیت ملی.اگر حداقل تعریف فتنه گر این باشه این تعریف که قابل تغییر نیست.گرچه من کاملا درک می کنم مسئله رو؛ نظام هم بی تقصیر نبوده در به وجود اومدن چنین شرایطی اما باز هم دلیل نمی شه کسی  این طوری با حیثیت کشور بازی کنه بعدم خیال کنه مسئله فقط اعتراض ساده به نتایج یه انتخابات بوده و انتظار داشته باشه بقیه هم باور کنن.
وبلاگ چرا ندارید؟حیفه واقعا...نوشته هاتون تو اسراب رو من می خونم و واقعا توضیحات ترغیب کننده و خوبی در مورد کتاب ها می دید....
بازم ممنون از نظرتون:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی