تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می رویم همه کاره ایم و هیچ کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه ها و جریان ها هم، نقاره کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

+ "شرح احوالات" که خوب شرح احوالات است؛ در "روزمره ها" هم روزمره ها را می نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می نویسی.
نشانه ای از هجوم "دلتنگی" و ضیق بودن همه چیز...از زمین تا زمان.

طبقه بندی موضوعی

تفاهم

يكشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۵۴ ق.ظ

اگر جای خدا بودم و قرار نبود

محمد

علی

فاطمه

و فرزندان پاک و مطهر علی و فاطمه

پا به این جهان بگذارند،

نه زمین را خلق می کردم

و نه آسمان را.

نه بهشت را می آفریدم

و نه دوزخ را.

و نه هیچ چیز دیگری را؛

چون واقعا ارزشش را نداشت...


پ.ن:خوشبختانه خداوند هم دقیقا همین نظر را داشته...

موافقین ۲ مخالفین ۱ ۹۴/۰۹/۲۲
مهتاب

نظرات  (۷)

۲۴ آذر ۹۴ ، ۱۴:۳۳ حسین بوذرجمهری
=))
فکر کنم نظر خدا باعث جهت دهی به نظر شما شده!
پاسخ:
شایدم برعکس! !
به هرحال الان مهم این تفاهمست! 
۲۸ دی ۹۴ ، ۰۰:۴۸ سید احمد برقعی
خوب بود
اما من بودم دو جمله ی آخر را حذف می کردم
چون واقعا ارزشش را نداشت ، توضیح واضحات است
و پس نوشت، یک شوخی است که اندازه ی متن را کوچک می کند. به اضافه اینکه فکر نمی کنم کسی باشد که نداند این حدیث قدسی را ... لولاک لما خلقت الافلاک... پس یک طور هایی اطلاعات ما را هم دست کم گرفته اید...
من به اعتبار ما قبل این دو جمله ، دنبالتان خواهم کرد
پاسخ:
 سلام و سپاس. هم بابت پیشنهاد و هم دنبال کردن وبلاگ.
( ولی خوب با اجازه با پیشنهادتون موافق نیستم:) )
سلام

حالا دیگه یه چیزی بنویسید!
پاسخ:
اگر بدونید چقد حرف دارم برای گفتن ولی حال نوشتنشو ندارم...دچار ترس از نوشتن شدم....همش حس می کنم اون طوری که می خوام در نمیاد و همش میندازم عقب نوشتنو. ...همین روزا باید یه فکر اساسی بکنم...
دعا بفرمایید:)
سلام
داشتم نظرات وبلاگ قدیمیم رو می خوندم ، نظر شمارو دیدم ، جالب بود ، سال 92 گفته بودید :

شاعر میگه که « منو به حال من رها نکن»
+ تایتل تبلتمه این جمله ...
+...

و من گفته بودم :
جمله دوم رو متوجه نشدم !!!

تقصیر من نبود ، اون سال نمی دونستم تبلت چیه !!!

یکی دوسالی است روی آلاء می نویسم ، خوشحال می شم مجددا میزبانتون باشم ...
یا علی ...
پاسخ:
احتمالا مشکل از منه ولی انقد که این پیدا کردن دوستای قدیمی تو نت خوشحالم می کنه تو دنیای واقعی نمی کنه!!
چشم! مزاحم می شم:))
۰۷ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۳۲ خانم الفــــ
سلام.نمیدونم چرا پیام شما رو هرکاری میکنم ثبت نمیشه.
تصویر هدر و پروفایل رو دوست داشتید براتون لینکش رو گذاشتم.میذارم اینحا :


پیشکش بانو جان.
لینک دانلودش خدمت شما :

لینک عکس سمت چپ :
http://bayanbox.ir/info/2914117645701440026/salat

لینک هدر :
http://bayanbox.ir/info/6820513124483869/138580458254646847214852527060n
پاسخ:
سپاس فراوان بانو :))
سلام
دفعه قبلی که پای این مطلب نظر گذاشتم ، اصلا حواسم به متن این پست نبود !!!!
الآن خوندم
خیلی قشنگ بود ...
پاسخ:
سلام.ممنون،لطف دارید:))
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۱۷ محمد صابر نی ساز
:)))

جالب و در عین حال قابل فکر

درود
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی