تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

...چند تکه دلتنگی...

تلاجن

بـــــــــم ربی...

ما در این راهی که می رویم همه کاره ایم و هیچ کاره. بس که وقت تنگ است. مامور خدمات اجتماعی هستیم، مامور تخریب هستیم، مامور قطع و وصل رابطه ها و جریان ها هم، نقاره کوب فضاحت اراذل بر سر این بام هم... و دست آخر شاید سازنده گزی و معیاری نه بیگانه. و این آخری، اولین و آخرین دعوی مان.
سید جلال آل احمد_مرداد۴۵

+ "شرح احوالات" که خوب شرح احوالات است؛ در "روزمره ها" هم روزمره ها را می نویسم. انگار که وبلاگی توی یک وبلاگ باشد؛ یا مثلا فکر کن یک دفتر صد برگ که از هر دو طرفش داری چیزی می نویسی.
نشانه ای از هجوم "دلتنگی" و ضیق بودن همه چیز...از زمین تا زمان.

طبقه بندی موضوعی

wheelchair

پنجشنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۵۷ ق.ظ

بی عرضگی یعنی بعد یک عمر فانتزی داشتن،دستت برسد به دسته های «ویلچر» یک «جانباز» تا در یک برنامه ی مضحک او را از دو متری «سن» ببری پای این سن لعنتی که ابلهی بدون«سطح شیبدار» طراحی اش کرده.ببری اش پای «سن» که یک جایزه ی لعنتی را به رسم« یادبود» به او بدهند و برش گردانی سر جایش.جایی در دو متری سن،چون خودش و صندلی اش «نظم» صندلی های سالن را به هم می زنند.چون سالن لعنتی جایی برای «فهمیدن»آن صندلی متحرک ندارد.بی عرضگی یعنی از عهده ی این کار به معنای واقعی کلمه «بر نیایی».نه گرداندن «ویلچر»را بلد باشی،نه به موقع حرکت دادنش را و آن «جانباز»تمام مدت دستش به چرخ ها باشد و خودش برود رسمن و خودش برگردد عملن.

در سکوت.

با لب خند..

با بی عرضگی تو...

با بغض.... 

                         

                      

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۰۴
مهتاب

نظرات  (۱۶)

خیییییییییییییییلی زیبا نوشتین... خیلی... تاثیرگذار بود و غمناک... :(
پاسخ:
جدن؟
لطف دارید...
هرچند نه سِن هامان و نه سِن هامان توان فهمیدن خودشان و چرخ هاشان و سرفه هاشان و دیگر "هاشان" خاصشان را ندارد ولی آنها همه شان خوب می فهمند همه مان را...به صداقت آن لبخند و صفای آن دست ها که کمک آبرویت بودند, یقین داشته باش
پاسخ:
«سن»زده ذهن هایمان انگار...
بسم الله الرحمن الرحیم.
زیبا بود.
قلم های قوی مرا پر از حس خوب می کنند.

بی عرضه ایم و متوجه نیستیم این یک جمله را!
مقطع به مقطع فارغ التحصیل می شویم و برای القاب جدیدمان جشن می گیرند و هنوز نمی دانیم که رزومه مان در روز "تبلی السرائر" به سبُکی یک برگه کپی شناسنامه هم نیست...
بغض و غم است که در گلوی بزرگترهایمان به هم می پیچد از این همه بچگی ما!
یاحق
پاسخ:
........
سلام
اصلا دوست ندارم این اتفاق رو تجربه کنم.........
پاسخ:
منم تجربه نکردم...شاهد تجربه کردن فرد دیگه ای بودم.
سلام
ای کاش این قضیه به پایان برسه.هر سال برای تقدیر از این ستارگان، این مسئله‌ تذکر داده میشه ولی سال بعد همون آشه و همون کاسه.
ممنون از حضورت خواهر
التماس دعا
۱۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۲۲ عرفان اقوامی
به نام او که بی او هیچ
سلام بر شما دوست عزیز و گرامی!
دانلود نواهای مذهبی در پارسی سمپاد:
http://parsisampad.blog.ir/post/113
منتظر حضورتان هستیم
نظر یادتان نرود
یا حق
سلام

حریص باشیم....!!!


وب خوبی دارید
موفق باشید...
پاسخ:
:-) 
مراحل تحصیل تقوا یا رضای الهی ?!
در وب ببینید
انکار که بگویی من کلمن هستم جناب؛ تو کلمن نیستی.
پاسخ:
بی عرضه،نه کلمن.
کی قرار است ما دین خود را به جانبازان ادا کنیم؟ نه اینکه حالا اگر ورودی سن را شیبدار بسازند دیگر مشکلی نیست! منظورم این است که همه از مدیون بودن به جانبازان حرف میزنیم ولی بیشتر حرف است فقط! وای اگر همینها فردای قیامت خصم ما شوند! الهی العفو
پاسخ:
اگر درست زندگی کنیم دینمان را نه فقط به جانبازان که ب همه ی آن هایی که بهشان مدیونیم ادا می کنیم ان شا الله...
۰۲ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۰۱ ...:: بخاری ::...
کلمن را یکی می برد یکی می آورد. بی عرضه است.
پاسخ:
نتیجه؟
این وسط کسی کلمن نبود.فقط یه بی عرضه داشتیم.
او از رازهایی نگفته پرده بر میدارد؛از اعدام و خودکشی فرماندهان عراقی به خاطر شکست در خرمشهر گرفته تا گریه صدام...

...
توفان سرخ...

http://baketab.blog.ir/post/9
حالا قسمت خوشمزه‌ی داستان اینجاست که تمام این دک و پز و تمام افرادی که آنجا افاده‌ی سخنوری و ... میدهند از صدقه سر همین جانباز است که خیلی راحت و بدون ترس، در حال اجرای برنامه هستند...
پاسخ:
آخ گفتید...
۰۴ مهر ۹۳ ، ۱۹:۲۸ پشت کوهها
بی عرضگی نیست و تقصیری ندارید.
پاسخ:
تقصیر که زیاد دارم!ولی این یکی شاید عجالتن قصور باشد:-) 
بغضم گرفت...
از تنهایی آن جانباز
زیبا و تلخ تصویر کرده بودین این تنهایی رو
پاسخ:
جالبه که بی عرضگی خودم برام مهم تر بود تا تنهایی اون آدم......
البته من پشت ویلچر نبودم ولی ممنون بابت این نکته...واقعا بهش فکر نکرده بودم...:(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی